داستان این بازگشت در شهر بوگا آغاز شد؛ جایی که یک مار بوآ در شرایطی اسفبار در اسارت نگاه داشته میشد. وقتی مأموران او را یافتند، بدنش نحیف و مبتلا به کمخونی بود. سوارز گوتیرز و تیمش در مرکز سنامیگدیو، ماهها صبورانه شاهد بازگشت غرایز از دست رفته او بودند. آنها دیدند که چگونه مار، توانایی تنظیم دمای بدن و مهارت شکار را که در تنهایی قفس فراموش کرده بود، دوباره به دست آورد.
این مار تنها نبود. صدها پرنده، پستاندار و خزنده دیگر نیز در کنار او دوران نقاهت را سپری کردند. برای بسیاری از این موجودات، بازگشت به طبیعت مستلزم یادگیری دوباره رفتارهایی بود که اسارت از آنها ربوده بود؛ از جمله فراموش کردن صداهای انسانی و بازگشت به رژیمهای غذایی وحشی که غریزه بقا را در آنها بیدار میکرد.
انتقال این محموله زنده، عملیاتی لجستیکی میان کوههای آند و سواحل کارائیب بود. جانوران سفری ۸۰۰ کیلومتری را در جعبههای مخصوص پشت سر گذاشتند تا به نقاط استراتژیک اکولوژیک در استان بولیوار برسند. این جابهجایی نه تنها یک اقدام حفاظتی، بلکه اجرای عدالت بر اساس قوانین جدیدی است که قاچاق حیات وحش را به جای جریمههای اداری، در زمره جرایم کیفری سنگین قرار داده است.
لحظهای که سوارز گوتیرز آخرین قفس را باز کرد، تنها رهاسازی یک حیوان نبود؛ بلکه بازگرداندن قطعهای از یک اکوسیستم آسیبدیده به جایگاه اصلیاش بود. مار بوآ، در حالی که پوست براقش زیر نور خورشید میدرخشید، در میان پوشش گیاهی انبوه ناپدید شد تا دوباره به بخشی از توازن طبیعت بدل شود.