در این تالار تاریخی که معمار آن، ژاک گوندوئن، آن را برای هم‌اندیشی نخبگانِ جراحی بنا کرده بود، حالا سخن از «پزشکی دقیق» بود. پروفسور نگوین-کاک، رئیس بخش هماتولوژی بیولوژیک در بیمارستان سالپتری‌یر، از روش‌هایی پرده برداشت که در آن‌ها به جای استفاده از شیمی‌درمانی‌های تهاجمی با عوارض جانبی سنگین، از سیستم ایمنی خودِ فرد استفاده می‌شود. او با دقتی وسواس‌گونه توضیح داد که چگونه می‌توان سلول‌های دفاعی بدن را برای تشخیص سلول‌های سرطانی «تربیت» کرد؛ رویکردی که درمان را به لباسی دست‌دوز، کاملاً متناسب با ساختار ژنتیکی هر بیمار، بدل می‌کند.

این نشست که توسط بنیاد فرانسه ترتیب یافته بود، تنها به تبیین دستاوردهای آزمایشگاهی محدود نماند. گابریل مالوف، پژوهشگر دیگری که در کنار او حضور داشت، به نقش هوش مصنوعی اشاره کرد. از نگاه او، الگوریتم‌ها نه جایگزینی برای بصیرت پزشک، بلکه ابزاری هستند که تحت نظارت شهود بالینی، مسیرهای پنهان در داده‌های پیچیده را آشکار می‌کنند.

در پایان مراسم، وقتی جایزه ژان والاد اهدا شد، طنین کلمات پروفسور استانیس پرز، مورخ پزشکی، بر فضا حاکم گشت. او یادآوری کرد که در میانه این همه پیشرفتِ فنی، بُعد اخلاقی و انسانی درمان همچنان جایگزین‌ناپذیر است. در چهره‌ی محققانی چون دکتر سوزت دلالوژ، که عمر خود را وقف پیشگیری از بدخیمی‌ها کرده است، می‌شد تلاقی تخصص و دلسوزی را دید؛ همان نقطه‌ای که علم از فرمول‌های سرد فاصله می‌گیرد و به معنای واقعی «تیمار کردن» نزدیک می‌شود.

خروج از آن تالار قدیمی، در حالی که شبِ پاریس بر شانه‌های شهر نشسته بود، حسی از استمرار را به همراه داشت. دانش، در دستان کسانی که به جای تسلیم در برابر فرسودگی بدن، به دنبال زبانِ جدیدی برای گفتگو با سلول‌ها هستند، همچنان به پیش می‌رود؛ آرام، متین و با وقاری که تنها از عهده‌ی حقیقت برمی‌آید.