موریسیو رودریگز آمایا، مدیر آژانس رفاه اجتماعی کلمبیا، در برابر این هنرمندان ایستاد تا از توافقنامهای سخن بگوید که فراتر از یک امضای اداری، پیوندی میان سنت و کرامت انسانی است. این برنامه که تحت عنوان «توافقنامه ۴۹۸» شناخته میشود، بر حمایت از جوامع بومی و آفریقاییتبار در حاشیهایترین نقاط کشور تمرکز دارد. هدف او ساده و در عین حال دشوار است: تبدیل استعدادهای موروثی به فرصتهای واقعی برای زندگی بهتر.
در جنگلهای بارانی و انبوه چوکو در ساحل اقیانوس آرام، هنر شکل دیگری به خود میگیرد. در آنجا هنرمندان از الیاف نخل ورگه استفاده میکنند که ارتفاعش به بیست متر میرسد. آنها با مهارتی شگفتآور، سبدهایی میبافند که چنان بافت متراکمی دارند که میتوانند آب را بدون کمترین نشتی در خود نگه دارند؛ گویی طبیعت و اراده انسان در یک نقطه به کمال رسیدهاند.
جغرافیا همواره شکلدهنده ابزار کار بوده است. در حالی که بافندگان ساحل اقیانوس آرام با الیاف طبیعی نخل کار میکنند، در شمال خشک و بیابانی، کمبود گیاهان باعث شده است که بافندگان از اواسط قرن بیستم به الیاف صنعتی روی بیاورند. این تغییر، نه از سر فراموشی سنت، بلکه نشانهای از انطباقپذیری انسانی است که میخواهد تحت هر شرایطی زیبایی بیافریند.
بیش از هفتاد درصد از این صنعتگران را زنان تشکیل میدهند که اکثر آنها در مناطق روستایی زندگی میکنند. برای این زنان، هر گرهای که زده میشود، قدمی است به سوی استقلال مالی و حفظ هویتی که از نسلی به نسل دیگر، مانند یک راز ارزشمند، سینه به سینه منتقل شده است. اکنون، با حمایتهای نهادی جدید، این دانش بومی از پستوی خانهها به بازارهایی راه مییابد که به جای تماشای صرف، برای رنج و هنر آنها ارزش قائل است.