این مرکز درمانی در قلب کوازولو-ناتال، که پیشتر با نام ادوارد هشتم شناخته میشد، اکنون نام ویکتوریا مکسنگه را بر پیشانی دارد؛ زنی که خود پیش از مبارزات آزادیخواهانه، در همین راهروها به عنوان قابله به جهان آمدن نوزادان را تماشا میکرد. امروز، داوطلبان مؤسسه «بِیبی لاین» پیوند میان این تاریخچه و نیازهای امروز را برقرار میکنند. آنها در اتاقهای شلوغ بیمارستان توقف میکنند، نه برای انجام وظایفی اداری، بلکه برای شنیدن قصههای مادرانی که گاه تنها و با دستانی خالی به استقبال آینده رفتهاند.
هر کیف حاوی پوشاک، لوازم بهداشتی و اقلام ضروری است، اما اهمیت واقعی در حضور انسانی داوطلبان نهفته است. در جامعهای که حدود ۸۸ درصد از مردم برای بقای خود به سیستم بهداشت عمومی وابستهاند، فشار بر بخشهای زایمان فراتر از توان فیزیکی تختهاست. در چنین فضایی، اختصاص دادن زمان برای تشویق یک مادر و جشن گرفتن تولد یک انسان، عملی است که کرامت را به فرآیند درمان بازمیگرداند.
مؤسسه «بِیبی لاین» که توسط جاستین و سیلویا فاکستون در قالب «آژانس صلح» بنیان نهاده شده، این ملاقاتهای ماهانه را به یک سنت پایدار تبدیل کرده است. مأموریت آنها ساده اما عمیق است: اطمینان از اینکه هیچ مادری به دلیل فقر، در نخستین روزهای مادری احساس انزوا نکند. آنها با تکیه بر شماره تماسهای حمایتی و شبکهای از داوطلبان، میکوشند تا خلأهای موجود در سیستمهای حمایتی رسمی را با مراقبتهای فردی پر کنند.
وقتی تاتوم و همراهانش بیمارستان را ترک میکنند، پشت سر خود تنها ساکهای پارچهای باقی نمیگذارند. آنها ردپایی از توجه انسانی را در محیطی بر جای میگذارند که اغلب تحت تأثیر آمار و محدودیت منابع است. برای مادری که نوزادش را در آغوش گرفته و به خانه میبرد، آن لباس کوچک و کلمات گرم داوطلبان، نخستین گرههای پیوند او با جامعهای است که او را در این آغازِ دشوار، تنها نگذاشته است.