پیش از این، دادگاه بدون آنکه نظر ماتئو را جویا شود، حکمی صادر کرده بود که او را به ترک مدرسه عادی و انتقال به یک موسسه آموزش استثنایی ملزم میکرد. این تصمیم که بر پایه نگاهی قدیمی به تواناییهای انسان بنا شده بود، ماتئو را از محیطی که در آن رشد کرده بود جدا میساخت. اما او با تکیه بر «ظرفیت تدریجی» خود — مفهومی حقوقی که در قانون مدنی آرژانتین به رسمیت شناخته شده — تصمیم گرفت در برابر این جداسازی بایستد.
در جلسه دادرسی، ماتئو با آرامشی که از یقین به حقانیت خویش برمیآمد، از اهمیت ادغام اجتماعی سخن گفت. او برای قاضی شرح داد که دریافت دیپلم رسمی از یک مدرسه عادی، تنها یک ورق کاغذ نیست، بلکه کلیدی است که درهای اشتغال و زندگی حرفهای را به روی او میگشاید. صدای او در اتاق دادگاه، سکوت سردی را که معمولاً بر چنین پروندههایی حاکم است، در هم شکست.
قاضی پرونده با شنیدن سخنان مستقیم ماتئو، حکم پیشین خود را لغو کرد. در این لحظه، قانون نه به عنوان مجموعهای از کلمات خشک، بلکه به عنوان ابزاری برای کرامت انسانی تجلی یافت. دادگاه به صراحت به رسمیت شناخت که ماتئو حق دارد مسیر آموزشی خود را تعیین کند و سیستم آموزشی موظف است حمایتهای لازم را برای او در همان محیط همیشگی فراهم آورد.
این تصمیم اکنون به عنوان یک سابقه حقوقی ارزشمند در آرژانتین شناخته میشود. برای ماتئو، این به معنای بازگشت به نیمکتی است که در آنجا با دوستانش میخندد و برای آیندهای برنامهریزی میکند که حالا بیش از هر زمان دیگری در دستان خودش قرار دارد. او با یک ژست ساده — سخن گفتن از حق خویش — نشان داد که آموزش فراگیر پیش از آنکه یک بخشنامه دولتی باشد، به رسمیت شناختن حضور انسانی در کنار همتایان خویش است.