در نظام آموزشی ایتالیا، همراهی دانشآموزان دارای معلولیت بر عهده دو گروه است: معلمان حمایتی که بر آموزش نظارت دارند و دستیاران تخصصی موسوم به آسکوم (Asacom) که پل ارتباطی دانشآموز با جهان فیزیکی و کلامی هستند. تا به امروز، سرنوشت این دستیاران و کودکانی که به آنها تکیه داشتند، در هزارتوی بودجههای استانی و منطقهای گرفتار بود. در حالی که در شمال ایتالیا منابع بیشتری برای این همراهی وجود داشت، در جنوب، بسیاری از دانشآموزان ساعتهای طولانی را بدون حمایت لازم در کلاس سپری میکردند.
اکنون، برای نخستین بار، دولت ایتالیا با تعریف «حداقل سطح خدمات»، این نابرابری جغرافیایی را برچیده است. این قانون نه تنها ۵۰ ساعت حمایت سالانه را برای هر فرد تضمین میکند، بلکه یک نمایه حرفهای ملی برای این دستیاران تعریف کرده و تمامی نیازها را در یک سامانه سراسری ثبت میکند تا دیگر هیچ کودکی پشت دیوارهای اداری پنهان نماند.
ریشههای این وقار انسانی به دههی هفتاد میلادی بازمیگردد، زمانی که فرانکا فالکوچی، وزیر جسور آموزش، ایده ادغام کامل دانشآموزان در کلاسهای عادی را مطرح کرد. او باور داشت که هیچ انسانی نباید در مؤسسات جداگانه و دور از نگاه جامعه محبوس شود. با این حال، اجرای کامل رؤیای او سالها در تعلیق میان «نیت خیر» و «توان مالی» باقی مانده بود. اصلاحات اخیر که با پروژهای تحت عنوان «طرح زندگی» (Progetto di Vita) تکمیل میشود، ارزیابی معلولیت را از یک فرآیند خشک پزشکی به یک برنامه شخصیسازیشده تبدیل میکند که خانواده، مدرسه و جامعه را در بر میگیرد.
حرکت نرم انگشتان یک مترجم زبان اشاره بر فراز میز چوبی کلاس، دیگر نشانهای از لطف یک نهاد محلی نیست؛ این تجسمِ تعهدی ملی است که میگوید جایگاه هر کودک در جامعه، نه بر اساس داراییهای منطقه، که بر اساس حقوق انسانی او تعیین میشود. این قانون، ساختار شمول اجتماعی ایتالیا را که در جهان پیشرو است، پس از نیم قرن به بلوغ نهایی خود رسانده است.