آلبرتو و برادرش، فرانسیسکو میگوئل، در کارگاه خانوادگیشان نگهبان میراثی هستند که نخستین سند مکتوب آن به سال ۱۷۵۴ بازمیگردد. آنها تنها به ساخت ظروف سنتی بسنده نمیکنند، بلکه تکنیک پیچیده پخت کاهشی با تلالو فلزی را که یادگار دوران اسلامی در قرن نهم است، همچنان به کار میگیرند. این وفاداری به ریشهها، آلبرتو را به جایگاهی رسانده که اکنون از سوی مقامات اندلس به عنوان Maestro Artesano یا استادکار برتر شناخته میشود.
بزرگترین دستاورد او، بازگرداندن «سفال استانیفرا» یا لعاب قلع به چرخهای سفالگری اوبدا است. این روش که باعث ایجاد سطحی کدر و کاملاً سفید بر روی رس مایل به قرمز میشود، برای سه قرن در این منطقه به دست فراموشی سپرده شده بود. اکنون، این سپیدیِ درخشان بار دیگر بوم نقاشی استادکارانی شده است که با اکسیدهای فلزی بر روی آن نقش میزنند.
در کنار این سنتهای دیرین، آلبرتو تکنیک ژاپنی راکو را نیز که پدرش پکو چهار دهه پیش آغاز کرده بود، ادامه میدهد. این پیوند میان شرق و غرب، و میان قرنهای دور و امروز، در دستان او به وحدتی آرام رسیده است. اهمیت کار او فراتر از تولید اشیاء است؛ او در واقع حافظ حافظه جمعی شهری است که یونسکو آن را میراث جهانی میداند.
در روزهایی که اروپا هنرهای دستی خود را جشن میگیرد، کارگاه آلامدا یادآور این حقیقت است که تمدن نه در موزهها، بلکه در سرانگشتان مردانی زنده میماند که حاضرند برای حفظ یک رنگ یا یک فرم، سالها در کنار کوره صبوری کنند. او با هر ظرفی که از کوره بیرون میآورد، پیوندی را که میان انسان و خاک گسسته شده بود، دوباره گره میزند.