برای قرن‌ها، مردم ماسایی و جانوران وحشی در این دشت‌ها با هم زندگی می‌کردند، اما تقسیم زمین‌های عمومی به قطعات خصوصی در اواخر قرن بیستم، دیوارهایی میان آن‌ها کشید. نلسون می‌دانست که اگر حصارها بمانند، نه تنها میراث فرهنگی قومش، بلکه روحِ زندگی در این کریدور حیاتی نیز از بین خواهد رفت. در تابستان سال ۲۰۱۶، او با همسایگان خود به توافقی رسید که در تاریخ این منطقه بی‌سابقه بود: آن‌ها پذیرفتند که قراردادهای اجاره‌ای امضا کنند تا حصارها را جمع کرده و زمین‌هایشان را دوباره به صورت یکپارچه مدیریت کنند.

نام این منطقه را ناشولای گذاشتند؛ واژه‌ای در زبان محلی که معنای «جایی برای تعادل و هماهنگی» را در خود دارد. با برچیده شدن سیم‌ها، گویی دشت دوباره نفس کشید. حیات‌وحش که سال‌ها از این مسیرهای سنتی رانده شده بود، با غریزه‌ای باستانی بازگشت. نلسون با آرامشی عمیق از زمینی سخن می‌گوید که حالا دوباره به زایشگاه امن فیل‌ها تبدیل شده است.

تغییر تنها در بازگشت جانوران نبود؛ شیوه زندگی مردم نیز دگرگون شد. آن‌ها با معرفی نژاد گاوهای «بوران» که در برابر خشکسالی مقاوم‌تر هستند، تعداد دام‌های خود را کاهش دادند تا مراتع فرصت بازآفرینی داشته باشند. حالا ۱۹ محیط‌بان که همگی از جوانان همان روستاها هستند، با تجهیزات کامل از این پهنه مراقبت می‌کنند.

در گوشه‌ای از این سرزمین، در «کافه داستان‌ها»، پیران قوم نشسته‌اند و دانشِ زیست‌محیطی خود را به نسل جدید منتقل می‌کنند. نلسون نشان داد که حفاظت از طبیعت نیازی به راندن انسان‌ها ندارد؛ بلکه در گرو بازگرداندنِ اختیارِ زمین به دست کسانی است که قرن‌ها راهِ همزیستی با آن را بلد بوده‌اند. امروزه در ناشولای، دیگر صدای بریده شدن گوشت توسط سیم‌های خاردار شنیده نمی‌شود؛ تنها صدای حرکت گله‌های بزرگ است که در مسیری کهن، بی‌هیچ مانعی به پیش می‌روند.