برای مانی، این هنر یک انتخاب شخصی نبود، بلکه سرنوشتی بود که در روستای نیوتوآ و در دستان پدرش، تِویتا، شکل گرفت. او چهارمین حلقه از زنجیرهای ناگسستنی است که هنر حکاکی تیکی و سنت توفانگا — استادکاران برگزیده — را از اقیانوس آرام عبور دادهاند. مانی با پرهیز از ابزارهای برقی مدرن، به روشی وفادار مانده است که در آن هر ضربه باید با تامل و صبوری همراه باشد؛ روشی که او آن را هنری باستانی و فراموشم شده توصیف میکند.
او در مزارع آلوها ادونچر، جایی که زمانی محل کشت ماکادمیا بود، کارگاهی بنا کرده است. مانی تنها به بازتولید پیکرههای بیجان بسنده نمیکند؛ او از سبکهای مختلف پولینزی — از ساموآ تا فیجی — بهره میگیرد تا تاریخ مکتوب نشده این جزایر را در کالبد چوبهای محلی مانند کوآ و میلو حک کند. او معتقد است که نباید طرحی را به چوب تحمیل کرد، بلکه باید اجازه داد تا خودِ چوب تصمیم بگیرد که میخواهد به یک لاکپشت (هونو)، یک نهنگ یا یک نگهبان تیکی تبدیل شود.
در میان هیاهوی گردشگری مدرن، مانی لحظاتی از آرامش را برای غریبهها خلق میکند. او میگوید تماشای کسی که برای نخستین بار با دستان خود چیزی از دل چوب بیرون میکشد، لذتی بیهمتا دارد. این آموزگار صبور، اکنون به دو پسر کوچکش مینگرد؛ با همان نگاهی که پدرش سالها پیش در تونگا به او داشت. او آنها را مجبور به یادگیری نمیکند، بلکه منتظر میماند تا چوب و تیشه، خود زبان بگشایند و نسل پنجم را به این ریشه کهن پیوند بزنند.