شهر تِکیت در قلب ایالت یوکاتان مکزیک، دهههاست که به عنوان مرکز تولید «گوایابرا» شناخته میشود، اما دستان هنرمندی که این پیراهنها را با نقوش سنتی زینت میدادند، همواره در حاشیه اقتصاد باقی مانده بودند. زلمی و همراهانش در پروژه «گلدوزی در جامعه»، مسیری را آغاز کردند که فراتر از فروش صنایعدستی بود. آنها با تدوین یک برنامه حفاظتی دقیق، نهتنها تکنیکهای منحصربهفردی مانند کسمانیکته (xmanikté) را ثبت کردند، بلکه حق مالکیت معنوی خود را در برابر سرقت طرحهای صنعتی توسط برندهای تجاری مستحکم ساختند.
تکنیک کسمانیکته نیازمند مهارتی است که در آن هنرمند به جای کپی کردن از روی الگو، تار و پود پارچه را یکییکی میشمارد تا نقش را پدید آورد. این دقتِ ریاضیوار، میراثی است که از زمان مایاها باقی مانده؛ زمانی که اجداد زلمی به جای سوزنهای فلزی، از تیغهای تیز انتهای برگهای گیاه مگی استفاده میکردند تا ظریفترین نقشها را بر پارچه بنشانند.
انتشار کتاب «سوزندوزی مایای یوکاتان» که با حمایت بنیاد بانورته و دولت محلی انجام شد، صرفاً یک گزارش اداری نیست. این اثر سندی است بر دگرگونی زندگی زنانی که پیش از این کارهای خود را پنهان میکردند و اکنون به عنوان حافظان میراثی شناخته میشوند که دولت یوکاتان آن را به عنوان میراث فرهنگی ناملموس به رسمیت شناخته است. برای زلمی، این تغییر به معنای خروج از انزوا و ایستادن در جایگاهی است که در آن، هر گره بر پارچه، بیانیهای از وقار و استقلال است.
ما از پنهان شدن در خانهها به سوی دیده شدن و حضور در جامعه حرکت کردیم.
امروز در تِکیت، سوزندوزی دیگر تنها یک مهارت موروثی نیست، بلکه پیوندی است که نسلهای جدید را به ریشههای باستانیشان متصل نگاه میدارد. زلمی و همکارانش نشان دادند که وقتی یک جامعه برای حفاظت از اصالت خود متحد میشود، هنر میتواند هم سفرهها را رونق بخشد و هم غرور جریحهدار شده یک فرهنگ را ترمیم کند.