کاری که او بعد از آن کرد، اهمیت این کشف را تعیین کرد: به جای برداشتن و بردن، با موزه محلی تماس گرفت. باستان‌شناسان آمدند و گنجینه را که میان دو انباشت جداگانه تقسیم شده بود، به شکل علمی از زمین بیرون آوردند. هزاران سکه، یک بازوبند، یک سگک و یک مهره — هنوز تمیزنشده، دسته‌بندی‌نشده و شمارش‌نشده.

کارشناسان قدمت سکه‌ها و زیورآلات را بین سال‌های ۱۰۰۰ تا ۱۰۵۰ میلادی تخمین می‌زنند. اینکه دقیقاً چه زمانی و چرا در خاک پنهان شده‌اند، همچنان نامعلوم است.

محل کشف تصادفی نیست. سوسمو، با نزدیک به سه هزار و پانصد ساکن امروزی، بر کرانه شرقی دریاچه پَیَنه نشسته است — دومین دریاچه بزرگ فنلاند، که از طریق رودخانه کومی‌یوکی درون‌بوم را به خلیج فنلاند وصل می‌کند. همین آبراه بود که در عصر وایکینگ نقره بالتیک را به داخل خشکی می‌برد.

ترکیب چنین گنجینه‌هایی داستان یک اقتصاد در حال تغییر را روایت می‌کند. انباشت‌های قرن نهم و دهم پر بودند از درهم‌های اسلامی ضرب‌شده در سمرقند و بخارا. وقتی تولید نقره آسیای مرکزی در اواخر دهه ۹۰۰ فروکش کرد، جای آن را پنی‌های آلمانی ساکسون و کلن گرفت و سکه‌های انگلوساکسون اتلرد دوم و کنوت — نقره‌ای که بخش بزرگی از آن به عنوان باج دانه‌گلد از انگلستان به شمال سرازیر شده بود.

در آن دوران نقره را نمی‌شمردند، وزن می‌کردند. به همین دلیل است که سکه‌ها اغلب نصف و ربع شده‌اند و زیورآلات، شمش و سکه در یک انباشت کنار هم پیدا می‌شوند. بازرگانان آن روزگار ترازوهای تاشوی کوچکی در جعبه همراه داشتند، چون هر معامله روی محل سنجیده می‌شد.

قانون فنلاند فلزیابی را در زمین خصوصی و با اجازه مالک مجاز می‌داند، اما در محوطه‌های باستانی حفاظت‌شده ممنوع است. هر شیئی که گمان رود بیش از صد سال قدمت دارد، باید به اداره میراث فنلاند در هلسینکی گزارش شود؛ همان نهادی که بر اساس قانون آثار باستانی ۱۹۶۳ می‌تواند یافته را از یابنده بازخرید و نگهداری کند. موزه تاریخی لاهتی، مسئول باستان‌شناسی منطقه پَیَت-هامه، اولین مقصد تماس لاپینن بود.

حالا کار واقعی تازه آغاز شده است: تمیز کردن، شمردن، خواندن ضرابخانه‌ها. هر سکه نشانی از یک شهر دارد و هزاران سکه، نقشه‌ای از مسیرهایی که نقره طی کرده تا زیر سنگ‌های جنگلی در فنلاند آرام بگیرد.