در دنیایی که پروتزهای پیشرفته الکترونیکی با قیمتهایی گزاف، تنها در دسترس اقلیتی ناچیز در کشورهای توسعهیافته است، جمیلا و تیمش در بیمارستان گروت شور مسیر دیگری را برگزیدهاند. آنها به جای تقلید از فناوریهای گرانقیمت غربی، بر مهندسی انسانمحور تمرکز کردهاند. این بازوی مصنوعی که از مواد اولیه سادهای مانند نایلون و PLA ساخته شده، نه با باتریهای پیچیده، بلکه با نیروی حرکت شانهها و پشت خودِ فرد کار میکند.
برای جمیلا، این دوره کارآموزی فراتر از محاسبات فنی بود. او دریافت که برای حل مشکلات سلامت در آفریقا، نباید به دنبال پیچیدگی بود، بلکه باید به دنبال کارایی در متن نیازهای محلی گشت. لمس بافت زبر پلاستیک گرمی که تازه از چاپگر خارج شده، برای او نمادی از واقعیتی است که میتواند زندگی یک انسان را از انزوا خارج کند.
این پروژه که تحت حمایت بنیاد مسترکارت و با هدایت پروفسور سودش سیواراسو پیش میرود، از طراحیهای باز و اشتراکی استفاده میکند. این یعنی جمیلا و دیگر دانشجویان میتوانند فایلهای طراحی را با همتایان خود در سراسر قاره به اشتراک بگذارند تا قطعات را متناسب با رطوبت و دمای محیطهای مختلف تغییر دهند. این یک همبستگی علمی است که هدفش نه ثبت پتنتهای سودآور، بلکه بازگرداندن توانایی برداشتن، نگهداشتن و به آغوش کشیدن به دستانی است که سالها خالی ماندهاند.
ما آموختیم که مهندسی واقعی، نه در ساخت پیچیدهترین ابزارها، بلکه در یافتن سادهترین راه برای بازگرداندن عزت به یک زندگی نهفته است.
در نهایت، کار جمیلا عبدالای در کیپتاون یادآور این حقیقت ساده است: تفاوت میان ناتوانی و استقلال، گاهی تنها به اندازه وزن یک قطعه پلاستیکی است که با دقت و شفقت طراحی شده باشد.