این دگرگونی از دفتر هیچ ادارهای شروع نشد. فوزان ساکنان را به گوتونگ رویونگ فراخواند، سنت کهن اندونزیایی که در آن همسایهها بیمزد و دوشبهدوش کاری مشترک را پیش میبرند. زمینی که مدتها بیصاحب مانده و به زبالهدانی غیررسمی بدل شده بود، پاک شد و جای خود را به باغچهای جمعی و فضایی برای نشستن و گفتوگو داد.
اهالی وقتی از این تغییر حرف میزدند، غروری آرام در صدایشان بود. آنچه برایشان اهمیت داشت خودِ باغ نبود، این بود که هیچ پیمانکار و طرحی از بیرون در کار نبود. این باغ حاصل کار خودشان بود.
فرماندار هم به همین نکته اشاره کرد. او گفت شگفتآور است که جایی که روزی زباله در آن ریخته میشد اکنون فضایی دلپذیر برای همه شده است، فضایی ساختهشده «از ما، برای ما». از ساکنان خواست هر کدام تواناییای را در خود پیدا کنند که بتواند به تعبیر خودش «اهرم» باشد. در همان هفته این تعبیر را برای مقامهای تازهمنصوب نیز به کار برده بود.
کار اهالی کنیایان بخشی از برنامهٔ دِسا هلائو در لامپونگ جنوبی است. هلائو سرواژهٔ پنج کلمه در زبان اندونزیایی است: سبز، زیبا، پایدار، امن و برتر. در روستاهای دیگر این شهرستان نیز مردم زبالههای آلی و غیرآلی را جدا کردهاند، پاسگاههای نگهبانی محله ساختهاند و از بامبو سطل زباله بافتهاند. شاخهٔ دیگری از همین برنامه از خانوادهها میخواهد در حیاط خانهشان خوراک بکارند.
بکاوهنی را بیشتر بهخاطر بندرش میشناسند، جایی که کشتیها از آن بهسوی مِرَک در جزیرهٔ جاوه راه میافتند. اما آن شب، گفتوگو دربارهٔ کشتیها و مسافران نبود، دربارهٔ تکهزمینی کوچک بود که مردم آبادی دوباره از آنِ خود کرده بودند.
یک چیز هنوز کم بود. فضایی که قرار است عصرها محل دیدار باشد، با فرود آمدن تاریکی کمتر به کار میآید. فرماندار از رئیس بخش خواست با شرکت دولتی برق، PLN، هماهنگ کند تا آنجا چراغ نصب شود و اهالی بتوانند شبها نیز با خیال آسوده در باغی که خودشان ساختهاند گرد هم بیایند.