کشف این دو گونه در دو اقلیم کاملاً متفاوت رخ داد؛ یکی در جنگل شهری دهلی و دیگری در ارتفاعات مرطوب گات غربی در تامیلنادو. این حشرات از زیرخانوادهای هستند که لاروهایشان شباهت عجیبی به حلزونهای کوچک دارند. این لاروها با نفوذ به لانه مورچهها، از تخمها و نوزادان آنها تغذیه میکنند و برای آنکه شناسایی نشوند، از نوعی استتار شیمیایی بهره میبرند که باعث میشود سربازان کلونی آنها را به عنوان عضوی از خانواده خود بپذیرند.
دقت علمی سانکارارامان و آنوج در نامگذاری این گونهها، ادای احترامی به سنتهای تبارشناسی است. گونه اول به پاس خدمات کومار غورپاده در مستندسازی حشرات منطقه و گونه دوم به نام منو ریمر، جانورشناس هلندی که ساختار نوین این خانواده را ترسیم کرده، نامگذاری شده است. این پیوستگی میان نسلهای مختلف دانشمندان، نشان از پیوند ناگسستنی دانش در طول دههها دارد.
شگفتانگیزترین وجه زندگی این موجودات در بلوغ آنها نهفته است. مگسهای بالغ این گروه فاقد دهان عملکردی هستند و هرگز غذا نمیخورند؛ آنها تمام انرژی مورد نیاز خود را در دوران لاروی ذخیره کردهاند و زندگی کوتاه بزرگسالیشان تنها صرف یافتن جفت و تداوم نسل میشود. زنبورگونه بودن آنها تنها یک نقاب بصری برای راندن شکارچیان است، در حالی که در واقعیت، موجوداتی کاملاً بیخطر و خاموش هستند.
تصویری که از این حشرات در ذهن باقی میماند، پوسته سخت و گنبدیشکل شفیرههای آنهاست که در گذشتههای دور، طبیعیدانان را به اشتباه میانداخت تا آنها را نوعی صدف خشکیزی بپندارند. امروز اما، با تلاش این دو پژوهشگر، این صدفهای کوچک رازهای خود را گشودهاند تا بر غنای زیستی هند، از جنگلهای شهری تا قلههای مهآلود، گواهی دهند.