تشخیص، آترزی مری همراه با فیستول تراکئوازوفاژیال بود: مری بالایی به کیسه‌ای بن‌بست ختم می‌شود و بخش پایینی به نای می‌پیوندد. کودک راهی برای رسیدن غذا به معده ندارد. این نقص در حدود یک مورد از هر ۲٬۵۰۰ تا ۴٬۵۰۰ تولد زنده رخ می‌دهد و درمانش تنها یک چیز است: جراحی، هرچه زودتر.

روش متعارف، گشودن قفسه سینه است — همان کاری که کامرون هایت در سال ۱۹۴۱ در آن آربور میشیگان برای نخستین بار با موفقیت انجام داد. راه دیگر، که استیون روتنبرگ در دنور در سال ۱۹۹۹ آغاز کرد، ورود از میان برش‌هایی به اندازه چند میلی‌متر است. فضای کار درون قفسه سینه یک نوزاد تقریباً به حجم یک تخم‌مرغ کوچک است. بخیه باید بر لوله‌ای زده شود که پهنایش چند میلی‌متر بیش نیست. در همان حال، متخصص بیهوشی کودک را با یک ریه تنفس می‌دهد، از میان لوله‌ای باریک‌تر از یک نی نوشیدنی — چون ریه دیگر عمداً تا حدی جمع شده تا جا باز شود.

چرکوس اندکی پیش از این عمل، آموزش تخصصی جراحی توراکوسکوپیک کودکان را در بیمارستان کودکان ویلهلمینا در اوترخت هلند به پایان رسانده بود؛ مرکز ملی ارجاع آترزی مری در آن کشور. آنچه از اوترخت با خود آورد، در بومت به کار افتاد.

هیچ‌کس این کار را تنها انجام نمی‌دهد. متخصصان بیهوشی، پزشکان کودکان، کارکنان اتاق عمل و پرستاران بخش مراقبت ویژه نوزادان، همه در جای خود ایستادند. تنوک، که در سال ۱۹۳۷ به‌عنوان یک درمانگاه مأموریتی در ارتفاعات کنیا بنا شد، امروز یکی از معدود برنامه‌های آموزش جراحی منطقه را اداره می‌کند. کنیا با جمعیتی نزدیک به ۵۵ میلیون نفر، شمار اندکی جراح کودکان دارد و بیشترشان در نایروبی‌اند. این عمل، پنجاه کیلومتر دورتر از شهر بومت انجام شد.

این دستاورد بازتاب تیمی چندرشته‌ای است که متعهد است به هر کودک بهترین شانس زندگی را بدهد.

فاصله میان ۹۰ درصد و ۵۰ درصد — میان بقای یک نوزاد در اوترخت و در بومت — از جنس استعداد نیست. از جنس آموزش، تجهیزات و تیمی است که سر ساعت در اتاق عمل حاضر باشد. کارلین بت مرخص شد و به منیورور بازگشت. او شیر می‌خورد.