چالش اصلی در این اتاق عمل، ابعاد مینیاتوری حیات بود. دکتر عیاد، استاد جراحی پلاستیک، به همراه دکتر احمد عمر بحلس و تیمی از متخصصان عروق و ارتوپدی، با وضعیتی روبرو بودند که در طبقه‌بندی‌های پزشکی به عنوان شدیدترین نوع شکستگی باز شناخته می‌شود؛ جایی که شلیک گلوله نه تنها استخوان، بلکه تمام مسیرهای خون‌رسانی را از میان برده بود. آن‌ها می‌بایست در حالی که زمان علیه بافت‌های زنده حرکت می‌کرد، راهی برای بازگشت جریان خون می‌یافتند.

دو تیم جراحی به طور همزمان و موازی بر روی اندام آسیب‌دیده کار کردند. در دنیای زیر میکروسکوپ، جایی که همه چیز چندین برابر بزرگ‌تر دیده می‌شود، جراحان با رگ‌هایی روبرو بودند که قطر آن‌ها حتی به یک میلی‌متر نمی‌رسید. هر حرکت دست، هر گره و هر بخیه، نیازمند دقتی بود که فراتر از مهارت‌های معمول جراحی، به ریاضت و صبوری شباهت داشت.

نخی که با آن رگ‌های ظریف این کودک را به هم پیوند زدند، تنها دو صدم میلی‌متر قطر داشت. پس از گذشت دوازده ساعت کار مداوم، زمانی که نخستین نشانه‌های بازگشت جریان خون در بافت‌های بازسازی‌شده ظاهر شد، خستگی جای خود را به اطمینان داد. تیم بیهوشی و مراقبت‌های ویژه، کودک را به بخش انتقال دادند تا تحت نظارت شبانه‌روزی، نخستین مراحل بهبودی را آغاز کند.

نظام پزشکی مصر این عملیات را الگویی از حرفه‌ای‌گری توصیف کرد، اما برای پزشکانی که دوازده ساعت بر فراز آن پیکر کوچک خم شده بودند، موضوع فراتر از یک گزارش فنی بود. آن‌ها در آن ساعت‌های طولانی، نه به یک پرونده‌ی پزشکی، بلکه به آینده‌ی انسانی می‌اندیشیدند که قرار است دوباره بر روی پاهای خود در کوچه‌های روستای باسوس قدم بردارد.