تصاویری که آلویس در پژوهشهای خود ثبت کرده است، تاپیرهای دشتی را نشان میدهد که با آرامش از میان نخلستانهای موریچه عبور میکنند. این حیوان تنها پستانداری است که میتواند بذرهای سخت و بزرگ نخلهای موریچه و سلطنتی را ببلعد بدون آنکه به آنها آسیبی برساند. دستگاه گوارش تاپیر به گونهای عمل میکند که بذرها پس از طی کیلومترها مسافت، بهصورت سالم و آماده برای جوانهزدن در دوردستها بر زمین مینشیند. این سفر کوتاه در دل حیوان، به نخلها اجازه میدهد سرزمینهای جدیدی را تسخیر کنند و جنگلهای از دست رفته را دوباره بسازند.
در اکوادور، خوآن پابلو ریس در دامنههای آتشفشان تونگوراهوا، روایت مشابهی را دنبال میکند. او مشاهده کرده است که چگونه تاپیرهای کوهستانی در زمان فورانهای آتشفشانی یا فشارهای محیطی، نیاز به مسیرهای پیوسته برای جابهجایی دارند. تولههای این حیوان با پوششی قهوهایرنگ و خالهای سفید که شبیه به تابش نور خورشید بر کف جنگل است، در پناه مادران خود میآموزند که چگونه حافظان آینده این سرزمین باشند.
اهمیت کار این حیوانات فراتر از جابهجایی بذرهاست. ادواردو نارانجو، پژوهشگر مکزیکی، توضیح میدهد که درختانی که توسط تاپیرها کاشته میشوند، اغلب از گونههایی با چوبهای متراکم هستند که ظرفیت بالایی برای ذخیره کربن دارند. بنابراین، هر قدمی که تاپیر در اعماق جنگل برمیدارد، به شکلی ناپیدا به توازن آب و هوای سیاره کمک میکند. آنها نه تنها معماران فضای سبز، بلکه نگهبانان بیصدای ذخایر آب در تالابهایی هستند که مأمن آناکونداها و کایمانهاست.
حفظ پیوستگی قلمرو این موجودات، چالش بزرگی است که پژوهشگرانی همچون آلویس و ریس با آن روبرو هستند. وقتی جادهها و مزارع، جنگل را تکهتکه میکنند، پیوند میان تاپیر و نخل گسسته میشود. با این حال، تعهد این دانشمندان به شناسایی مسیرهای مهاجرتی حیوان، نشان از درکی عمیق دارد؛ درکی که میگوید برای نجات یک جنگل، ابتدا باید نگهبان کوچک و خرطومدار آن را نجات داد.