همکارانش به او لقب «قابله» داده‌اند. در فصل جفت‌گیری، روئوکه از لانه‌ها مراقبت می‌کند. درناهای گردن‌سیاه تنها گونهٔ درنا هستند که روی فلات‌های بلند زندگی می‌کنند و جوجه می‌آورند، و تخم‌ها و جوجه‌هایشان در دشت باز، طعمهٔ آسانی برای شکارچیان است.

یکی از این جفت‌ها را بهتر از بقیه می‌شناسد. سپیده‌دم یک روز اسفند، نزدیک ایستگاه گشتش، دو درنا را دید. دو سال بعد، همین جفت کنار دریاچهٔ گل لانه ساخت و روئوکه بارها به لانه سر زد تا شکارچیان به جوجه‌ها نزدیک نشوند. بهار سال بعد، آن دو درنا به ایستگاه او برگشتند و این بار جوجه‌هایشان هم همراهشان بود.

مسئولان ذخیره‌گاه بسیاری از اهالی را برای نگهبانی دعوت کرده بودند. کار سخت بود: ارتفاع بیش از ۳۴۰۰ متر، بادهای یخ‌زدهٔ زمستان، و گشت‌های طولانی در زمینی که پا در آن فرو می‌رود. یکی‌یکی رفتند و فقط روئوکه ماند. همسرش، ناموجه، کارش را در شهرکی همان نزدیکی رها کرد تا کنار او به حفاظت از تالاب کمک کند.

این باتلاق‌ها گذشته‌ای سنگین دارند. ذخیره‌گاه روی همان علفزار سونگ‌پان قرار دارد که سربازان ارتش سرخ در راهپیمایی طولانی سال ۱۹۳۵ با زحمت از آن گذشتند. عبور حدود هفت روز طول کشید و در فصل باران بود. نود سال بعد، همین زمین کار دیگری هم می‌کند: تالاب‌های زوئیگه بخش بزرگی از آب سرچشمه‌های رود زرد را تأمین می‌کنند، برآوردها از ۲۹ تا ۴۵ درصد است.

با احیای دریاچهٔ گل، سطح آب آن ۵۲ سانتی‌متر بالا آمد. حالا جز درناها، لک‌لک سفید شرقی و اکراس کاکل‌دار هم در تالاب دیده می‌شوند. اکراس کاکل‌دار پرنده‌ای است که در سال ۱۹۸۱ فقط هفت نمونهٔ وحشی از آن شناخته شده بود. سورانگ دوجی، مدیر پژوهش منطقهٔ حفاظت‌شده، معیار ساده‌ای برای سنجش سلامت محیط دارد: حضور حیات وحش.

روئوکه دیگر خودش گشت نمی‌زند. پسرش، رنچینگ دوجی، جای او را گرفته است. پاییز سال ۲۰۲۲، وقتی ۳۷ ساله بود، در یک گشت سه جفت درنا پیدا کرد. گفت هر چه دربارهٔ درناها می‌داند، از دیدن کار پدرش آموخته است.