نام جنس Phacellodomus از دو واژهٔ یونانی ساخته شده است: phakellos به معنای دستهٔ چوب، و domos به معنای خانه. این پرندگان لانه‌هایی از شاخه‌های خشک می‌سازند که تا شصت سانتی‌متر بلندی دارند و روی شاخه‌های لخت آویزان می‌مانند؛ ورودی در پایین، اتاقکی آستر‌شده در درون، و در برخی گونه‌ها اتاقک‌هایی که همیشه خالی می‌مانند. لانه‌ها فصل به فصل بازسازی و بزرگ‌تر می‌شوند و چنان آشکارند که شمردن آن‌ها آسان‌تر از دیدن خود پرنده است.

تا امروز تنها یک گونه از این جنس بومی انحصاری پرو شمرده می‌شود: Phacellodomus dorsalis، محدود به درهٔ بالای رود مارانیون در شمال کشور و شناخته‌شده از حدود شش نقطه. هوانتا نزدیک به ۸۰۰ کیلومتر جنوب‌تر از آن قلمرو است.

این یافته از پروژهٔ مشترک «بررسی سامانه‌های محیطی و خدمات زیست‌بومی در منطقهٔ هوانتا» بیرون آمده، همکاری میان دانشگاه هوانتا و آزمایشگاه کاوندیش کمبریج. دانشگاه هوانتا خود نهادی جوان است: در ۲۰۱۱ به موجب قانون تأسیس شد و در ۲۰۱۷ پروانهٔ فعالیت گرفت، دومین دانشگاه دولتی پرو که این مجوز را دریافت کرد. هیلدا ماریبل هوایهوا مامانی، انریکه ریورا وِلا و روخانی کیوونگ زاپاتا از سوی دانشگاه در این کار سهیم‌اند.

اینکه چنین پرنده‌ای تا امروز از چشم پژوهشگران دور مانده، دلیلی تاریخی دارد. آیاکوچو ایالتی است که درگیری مسلحانهٔ داخلی پرو در ۱۹۸۰ از آنجا آغاز شد و بیش از هر جای دیگر در آن متمرکز ماند؛ کمیسیون حقیقت و آشتی در گزارش ۲۰۰۳ خود نزدیک به چهل درصد از حدود شصت‌ونه هزار کشته و ناپدیدشدهٔ کشور را به همین یک ایالت نسبت داد، و هوانتا از آسیب‌دیده‌ترین استان‌ها بود. کار میدانی زیست‌شناسی در جنگل‌های این منطقه تنها پس از فروکش کردن خشونت در حوالی سال ۲۰۰۰ به روال عادی بازگشت.

بارنز خود سال‌ها پیش از این پروژه با پرندگان پرو کار کرده بود؛ او یکی از تصویرگران راهنمای میدانی پرندگان پرو است، کتابی که در ۲۰۰۷ منتشر شد، و تورهای پرنده‌نگری در پرو، شیلی و ونزوئلا را هدایت کرده است.

اکنون کار دشوارتر آغاز می‌شود. پژوهشگران مقاله‌ای علمی آماده می‌کنند که در آن باید صفات تشخیصی پرنده را تعریف کنند، گسترهٔ جغرافیایی‌اش را مشخص سازند و وضعیت حفاظتی‌اش را بسنجند. زیستگاهی که این پرنده در آن یافت شده، جنگل کوهستانی آندی، زیر فشار تخریب و تکه‌تکه شدن است — و ممکن است نام گرفتن و در خطر افتادن، برای این گونه، تقریباً هم‌زمان رخ دهد.