این موجود کوچک که به نام «آرمادیلوی پریوار صورتی» نیز شناخته میشود، به ندرت بیش از چند متر روی سطح زمین حرکت میکند و بلافاصله در دل خاک ناپدید میشود. آنجلا بگری و همکارش با دقتی که شایسته یک مأموریت علمی است، بدون آنکه آرامش این مسافر شبگرد را برهم بزنند، جزئیات حضور او را ثبت کردند. این مشاهده نه یک اتفاق تصادفی، بلکه حاصل دههها حفاظت از اکوسیستمی است که زمانی برای تأمین هیزم و زغالسنگِ شهرها، تا مرز نابودی پیش رفته بود.
پوسته صورتیرنگ این جانور، تنها یک پوشش تزئینی نیست، بلکه مانند یک دماسنج زنده عمل میکند؛ وقتی دمای محیط بالا میرود، جریان خون در این زره ظریف افزایش یافته و رنگ آن به رزی تند میگراید تا گرما را دفع کند. در زیر این پوسته، بدنی پوشیده از موهای سفید و ابریشمی قرار دارد که در سرمای شبهای بیابان، از این موجود کوچک محافظت میکند.
دکتر مارلا سوپرینا، پژوهشگر CONICET که سالها عمر خود را وقف مطالعه این گونه کرده است، توضیح میدهد که مطالعه بر روی این حیوان تقریباً غیرممکن است. آنها در اسارت بیش از چند روز دوام نمیآورند و به همین دلیل، هر ثانیه مشاهده آنها در طبیعت، ارزشی بیهمتا برای علم دارد. او بر این باور است که صفحه عمودی و سخت در انتهای بدن جانور، ابزاری استراتژیک است؛ پیچیسیهگو هنگام حفر تونل، با این صفحه ماسهها را میکوبد تا پشت سر خود سدی محکم در برابر شکارچیان بسازد.
پابلو کوئلو، هماهنگکننده ذخیرهگاه، این لحظه را پیوندی میان علم و سرزمین میداند. در حالی که تهدیداتی چون تخریب زیستگاه و حضور گونههای مهاجم همچنان باقی است، مشاهده این موجودِ نحیف در میان ریشههای درختان کهنسال خرنوب، گواهی بر قدرت پایداری حیات است. پیچیسیهگو، با آن ناخنهای دو سانتیمتری که یکششم طول بدنش را تشکیل میدهند، همچنان در سکوت به حفر تاریخ در زیر پاهای ما ادامه میدهد.