بسیاری از زیستگاههای حفاظتشده در اروپا، که در اصطلاح علمی «نیمهطبیعی» نامیده میشوند، بدون دخالت انسان به جنگلهای انبوه بدل گشته و تنوع گونهای خود را از دست میدهند. برای نمونه، پروانه آبی بزرگ برای بقای خود به چمنزارهایی نیاز دارد که توسط دامها کوتاه نگه داشته شده باشند؛ تنها در این صورت است که نوع خاصی از مورچههای قرمز میتوانند نوزادان این پروانه را در لانههای خود بپذیرند. اگر چوپان و گلهاش از دشت کوچ کنند، این زنجیره ظریف از هم میپاشد.
پژوهش پلینینگر و ماریون جی که در نشریه Conservation Letters منتشر شده، رویکردی را به چالش میکشد که مدیریت طبیعت را تنها از دریچه تخصص فنی و جداسازی انسان از محیط میبیند. آنها از پنج محور عملیاتی سخن میگویند که در آن، نقش مردم بومی و میراث فرهنگی نه به عنوان یک مانع، بلکه به عنوان ستون اصلی حفاظت در نظر گرفته میشود.
در مناطقی مانند «دِهِسا» در اسپانیا، سیستم هرس درختان بلوط و چرای سنتی دام قدمتی بیش از هزار سال دارد. این چشمانداز، که تماماً به دست انسان ساخته شده، اکنون پناهگاه گونههایی است که در هیچ کجای دیگر توان بقا ندارند. محققان پیشنهاد میکنند که برنامههای مدیریتی باید با همکاری نزدیک افرادی تدوین شود که زمین را نه به عنوان یک نقشه آزمایشگاهی، بلکه به عنوان خانه و معیشت خود میشناسند.
توبیاس پلینینگر معتقد است وقتی مردم خود را بخشی از چشمانداز ببینند و مسئولیت آن را بپذیرند، حفاظت از طبیعت معنایی پایدار پیدا میکند. گنجاندن دانش اکولوژیک بومی در چارچوبهای پایش علمی، مسیری است که به جای تقابل، به همزیستی دوباره انسان و جهان پیرامونش میانجامد.