لویولا تنها یک پرستار نیست؛ او میراث‌دار تباری از رهبران بومی است که آموخته‌اند سلامت انسان از سلامت زمین جدا نیست. در جامعه سانتا کروز د مائوپوری، او پلی میان دو جهان ساخته است. او بذرهایی را که از اعماق جنگل‌های بکر جمع‌آوری شده‌اند به میان مردم آورده تا در باغ گیاه‌شناسی کوچکی که در کنار مدرسه روستا برپا کرده، دوباره ریشه بدوانند. این درختان که برای نسل‌ها منبع غذا و دارو بوده‌اند، اکنون در نزدیکی نسل جدید رشد می‌کنند.

رودخانه کارونی شاهرگ حیاتی ونزوئلا است. آب‌های تیره و شفاف این رود که رنگ خود را از اسیدهای گیاهی صخره‌های باستانی گویان می‌گیرند، در نهایت چرخ‌های عظیم سد گوری را می‌چرخانند. اما برای دهه‌ها، توازن این دشت‌های مرتفع به دلیل تغییر در شیوه‌های سنتی مدیریت زمین به خطر افتاده بود.

لویولا با تشکیل تیپ بومی مدیریت یکپارچه آتش، از تجربه پیران قبیله برای مهار شعله‌های مخرب استفاده می‌کند. او در شورای خردمندان شرکت می‌کند تا دانش شفاهی درباره چرخه‌های طبیعت را به برنامه‌های اجرایی تبدیل کند. این بازگشت به ریشه‌ها، نتایج ملموسی به همراه داشته است؛ مردم محلی از بازگشت میوه‌های بومی به دشت و افزایش حضور حیواناتی خبر می‌دهند که سال‌ها از این منطقه کوچ کرده بودند.

در نگاه آلخاندرا، این تلاش‌ها فراتر از احیای زیست‌محیطی است. او هر روز با دانش‌آموزان کار می‌کند تا اطمینان یابد که آن‌ها با غرور به فرهنگ خود و تعهد به سرزمین‌شان بزرگ می‌شوند. برای او، هر دانه بلوط یا بذر میوه‌ای که در خاک نشانده می‌شود، پیوندی دوباره میان گذشته‌ای کهن و آینده‌ای است که باید با دست‌های خودِ این مردم ساخته شود.