پاندی، به جای صدور فرمانهای اداری از پشت میز، به میانه میدان رفت. او شناسایی ۱۳۰ نقطه ورود مستقیم فاضلاب به رودخانه را آغاز کرد و دریافت که نجات این مسیر آبی ۷۲ کیلومتری، نه یک پروژه مهندسی صرف، که نیازمند بازگرداندن پیوند عاطفی مردم با آب است. او مدارس، کالجها و شرکتهای بزرگی چون باجاج اتو را متقاعد کرد که آینده شهر در گروی پاکیزگی این شریان است.
در حالی که ماشینآلات سنگین در حال لایروبی بستر رودخانه بودند، داوطلبان جوان و گروههای محیطزیستی بر روند تخلیه پسابها نظارت میکردند. پاندی سیستمی ایجاد کرد که در آن هر گزارش تخلف با واکنشی سریع از سوی مدیریت شهری روبرو میشد. این تلاش جمعی، دیوار سنگی بیجانی را که پیرامون رودخانه کشیده شده بود، با دیوارههای «گابیونی» و پوشش گیاهی جایگزین کرد تا زمین دوباره قدرت تنفس پیدا کند.
با فرارسیدن فصل بارندگی، منظره تغییر کرد. برای نخستین بار در چند دهه گذشته، بوی تعفن جای خود را به عطر خاک بارانخورده داد. پرندگان مهاجر و گونههای کوچک آبزی که مدتها بود این پهنه آلوده را ترک کرده بودند، به کرانههای تثبیتشده با گیاهان بومی بازگشتند. سکوت مرگبار رودخانه اکنون با صدای جریان آب و بال زدن پرندگان شکسته شده است.
پاندی اکنون به مسئولیت جدیدی در بمبئی منتقل شده است، اما میراث او در صدای چرخهای «پنچاکی»، آسیاب آبی قرن هفدهمی که دوباره با آب پاکیزه جان گرفته، زنده مانده است. او ثابت کرد که یک کارگزار دولتی وقتی با فروتنی در کنار مردم بایستد، میتواند حتی از میان لجنزارهای فساد و آلودگی، زندگی را دوباره بیرون بکشد.