پیش از آنکه بابو دست‌به‌کار شود، چرخاندن لوکوموتیوهای ۷۲ تنی بر عهده گودال‌های دوار دستی بود که از دوران استعمار بریتانیا به جا مانده بودند. این دستگاه‌های فرسوده برای چرخیدن به بازوی تنومند ۱۰ کارگر نیاز داشتند تا با فشار فیزیکی، توده عظیم آهن را جابه‌جا کنند. با گذشت زمان، بسیاری از این گودال‌ها از کار افتادند و رانندگان ناچار شدند موتورها را در وضعیت «دماغه بلند جلو» هدایت کنند؛ حالتی که در آن بدنه موتور مانع دید مستقیم می‌شود و جان مسافران را به تماشای دقیق علائم و شانس واگذار می‌کند.

فاجعه اکتبر ۲۰۲۳ در شهر بایراب، جایی که برخورد قطار باری با مسافربری جان ۱۷ نفر را گرفت، زخمی عمیق بر پیکره راه‌آهن بود. بابو که با هزینه عمومی و مالیات مردم بنگلادش تحصیل کرده بود، اختراع خود را نه یک دستاورد شخصی، بلکه ادای دینی به کشورش می‌دید. او با هزینه‌ای اندک، سیستمی خودکار طراحی کرد که لوکوموتیو را با وقار و دقت، در جهت درست مسیر قرار می‌دهد. بوی روغن تازه و صدای نرم چرخش چرخ‌دنده‌هایی که جایگزین فریاد و فشار کارگران شده بود، نشان از تغییری بنیادین در دپوی لال‌مونیرهات داشت.

پذیرش این مهندس جوان در مقطع دکتری دانشگاه لوئیزیانا تک، فصلی تازه در زندگی اوست، اما نگاه او همچنان به سوی خانه است. او جوایز بین‌المللی خود را نه برای دیوار اتاقش، بلکه برای اعتبار بخشیدن به توان مهندسی بنگلادش می‌خواهد. بابو معتقد است کشوری که می‌تواند مسیر حرکت موتورهایش را اصلاح کند، روزی قادر خواهد بود لوکوموتیوهای خودش را نیز بسازد.

او اکنون راهی آمریکا شده است تا دانش بیشتری گرد آورد، با این پیمان درونی که به محض پایان تحصیل، به همان دپوهای پر از روغن و آهن بازگردد. برای او، واژه «توقف‌ناپذیر» تنها نام یک دستگاه نیست، بلکه توصیف نسلی است که آموخته است نباید به عقب نگاه کرد، مگر برای آموختن راهی به سوی جلو.