شهر وجده، با قدمتی هزارساله، در ۱۵ کیلومتری مرزی ایستاده که دهه‌هاست به روی رفت‌وآمدهای رسمی بسته شده است. با این حال، این شهر همچنان دروازه ورود کسانی است که از گینه، مالی و ساحل عاج، با عبور از کوهستان‌ها و بیابان‌های سوزان، خود را به اینجا می‌رسانند. برای این مسافران، این کاروان پزشکی تنها یک کلینیک سیار نبود، بلکه نخستین مواجهه با کرامت انسانی پس از ماه‌ها سرگردانی در سکونتگاه‌های غیررسمی به شمار می‌آمد.

پزشکان داوطلب مراکشی و همکارانشان از میان مهاجران تحصیل‌کرده، در طول یک روز به وضعیت سلامت ۲۳۹ مرد، ۸۹ زن و ۸۵ کودک رسیدگی کردند. جراحات این افراد، داستان خاموش سفرشان را بازگو می‌کرد: عفونت‌های تنفسی ناشی از شب‌های سرد بیابان که دمای آن به ۴ درجه سانتی‌گراد می‌رسد، بیماری‌های پوستی و آسیب‌های استخوانی که حاصل پیاده‌روی‌های بی‌پایان در زمین‌های ناهموار است.

اهمیت این اقدام در سکوت و نظم آن نهفته بود. در جایی که سیاست و مرزهای بسته، دیواری میان انسان‌ها کشیده‌اند، یک گوشی پزشکی و کلماتی سرشار از همدلی، پیوندی میان دو سوی صحرا برقرار کرد. این مراقبت‌ها برای کسانی که طبق آمارهای بین‌المللی، اغلب از هرگونه سیستم درمانی محروم هستند، فراتر از توزیع دارو بود؛ نگریستن به چشمان انسانی بود که تا پیش از آن تنها به عنوان یک عدد در آمارهای مهاجرتی دیده می‌شد.

در پایان روز، وقتی آخرین مراجعان با بسته‌های دارویی خود به سمت چادرهایشان در نزدیکی دانشگاه محمد اول بازمی‌گشتند، آنچه در اتاق‌های درمان باقی ماند، نه فقط گزارش‌های پزشکی، بلکه خاطره‌ای از یک انتخاب انسانی بود: انتخابِ ندیدنِ مرزها و دیدنِ رنجی که نیازمند تسکین است.