این پژوهشگر نیجری در جستجوی یافتن راهی برای مقابله با بیابانزایی، به جای جنگلهای دوردست، به قلب شلوغترین نقاط شهر یعنی حیاط مدارس نگریست. سوله در بررسیهای میدانی خود دریافت که درخت نیم (Azadirachta indica) که در دهه ۱۹۶۰ برای مهار صحرا به این سرزمین آورده شده بود، اکنون دوسوم پوشش گیاهی این مدارس را تشکیل میدهد. این درختان نه تنها سپری در برابر آفتاب هستند، بلکه چوب مقاوم آنها در برابر موریانهها، ستونهای نامرئی پایداری در این اقلیم دشوار محسوب میشوند.
اما داستان سوله تنها درباره اعداد و گونهها نبود؛ او ردپای بقا را در میان شاخهها یافت. حدود چهل درصد از درختان شناسایی شده، درختان میوه بودند. المصطفی سولی بیلالی، دانشجوی علوم ارتباطات، برای سوله تعریف کرد که چگونه در فواصل میان کلاسها، زیر سایه سارها پناه میگیرد و از انبههای همان حیاط تغذیه میکند. در کشوری که سوءتغذیه یک چالش مداوم است، درختان مورینگا در حیاط مدرسه به منبعی برای تهیه «کوپتو» — خوراک سنتی نیجر از برگهای پخته و خمیر بادامزمینی — تبدیل شدهاند.
سوله در طول اقامت خود در مارادی، متوجه شد که پیوند میان انسان و درخت در این منطقه ریشهای کهن دارد. در جایی که کلاسهای درس گنجایش سیل جمعیت دانشآموزان را ندارند، حیاط مدارس به طور غیررسمی به فضاهای آموزشی بدل شدهاند. او مشاهده کرد که کودکان زیر چتر سبز درختان، تمرکز بیشتری نشان میدهند؛ گویی خنکای طبیعی، ذهن را از بند رخوت ناشی از گرما میرهاند.
مدیر مدرسهای به نام «راماتو» به سوله گفت که کودکان، کاشتن یک نهال و مراقبت از آن را به ساعتها درس تئوری در کلاسهای خفه و گرم ترجیح میدهند.
پیشنهاد نهایی سوله فراتر از یک گزارش دانشگاهی است؛ او خواهان ادغام کاشت درخت در نقشههای معماری هر مدرسه جدید است. برای او، هر درخت نه فقط یک ابزار ذخیره کربن، بلکه یک آموزگار صامت است که به نسل جدید نیجر میآموزد چگونه در سرزمینی که آفتابش بیرحم است، با دستهای خود سایهای برای فردا بسازند.