در آن سکوت آفتابی، او موجودی را یافت که نه تنها از چشم شکارچیان، که دههها از چشم جانورشناسان نیز پنهان مانده بود. این حشره با لکههای سیاه متمایز بر گونههایش، خود را به شکل شاخهای نازک درآورده بود تا بخشی از پیکره درخت باشد. دیویس با دقتی که فراتر از سن و سالش به نظر میرسید، نمونهها و تخمهای حشره را جمعآوری کرد و برای مربی خود، گاردا باگوس داماسترا، فرستاد تا مسیری طولانی از مشاهده تا اثبات علمی آغاز شود.
حتی زمانی که محققان بینالمللی در ابتدا گمان کردند این موجود گونهای شناخته شده است، دیویس بر تفاوتهای ظریف ریختشناختی آن پافشاری کرد. او با اطمینانِ کسی که ساعتها به تماشای زیستگاه طبیعی موجود نشسته بود، میدانست آنچه در دست دارد چیزی منحصربهفرد است. سرانجام، بررسیهای علمی در ژورنال Zootaxa صحت نگاه او را تایید کرد: این نخستین ثبت رسمی از یک حشره چوبی در تاریخ جزیره سومبا بود.
امروز نمونه اصلی این حشره در موزه جانورشناسی بوگور نگهداری میشود تا سندی بر پیروزی کنجکاوی فردی بر ناشناختههای طبیعت باشد. دیویس که حالا نامش در کنار نام این موجود برای همیشه در اطلس زیستشناسی ثبت شده، به سادگی از علاقهاش سخن میگوید. او میداند که شاید دیگران خیره شدن به حشرات را سرگرمی عجیبی بدانند، اما برای او، این لحظه یافتن حقیقتی کوچک در دل شاخسار، همان چیزی است که به زندگی معنا میبخشد.
بسیاری میگویند این سرگرمی عجیبی است، اما این همان چیزی است که مرا خوشحال میکند.