بافندگان قوم باهنار برای خلق آثار خود از چهارچوبهای فلزی استفاده نمیکنند؛ در عوض، بدن بافنده خود بخشی از دستگاه بافندگی میشود. این زنان با تکیه بر حافظه و بدون هیچ نقشه یا پیشنویسی، تارهای پنبه را میشمارند تا هندسهای دقیق خلق کنند. ای یین که میان مردمش به توانایی در روایت «داستانهای کهن با پایان خوش» از طریق بافت پارچه شناخته میشود، اکنون وقت خود را صرف بیدار کردن این اشتیاق در دخترانی کرده است که در دنیای مدرن امروز، از ریشههای خود فاصله گرفتهاند.
رنگهایی که در دستبافتههای آنها میدرخشد، از دل جنگلهای اطراف به دست میآید. رنگ سیاه از خیساندن نخها در ترکیب گل و برگهای خاص حاصل میشود و ریشههای کوبیده شده، قرمز تند و ماندگاری را به تاروپود میبخشند. این پارچهها تنها پوشش نیستند، بلکه پیشنیاز ورود به رونگ یا همان خانههای جمعی بلندقامت باهنار در مراسمهای آیینیاند؛ جایی که هویت یک انسان با لباسی که بر تن دارد، بازشناخته میشود.
در کنار او، ای توی ۴۳ ساله ایستاده است تا این زنجیره قطع نشود. او توضیح میدهد که هر الگو، از تصویر گیاهان گرفته تا ابزارهای روزمره، بخشی از حافظه جمعی آنهاست. در حالی که نوسازی با شتاب به دهکدههای کوهستانی نفوذ میکند، این زنان با صبوری بر روی زمین مینشینند و با هر گره، پیوندی میان گذشتهای دور و آیندهای نامعلوم برقرار میکنند. برای آنها، حفظ این هنر، نه یک وظیفه اداری، بلکه صیانت از روحی است که در تارهای پنبه دمیده شده است.