سنت خانواده پاندورو با پانتالئون پاندورو آغاز شد؛ مردی که بدون معلم و تنها با مشاهده، راهی برای ثبت روح انسان در گل یافت. او چنان مهارتی در ساخت پرتره‌های گلی داشت که گفته می‌شود گاهی چهره عابران را در حالی که دستانش را زیر ردای خود پنهان کرده بود، مخفیانه مدل‌سازی می‌کرد. امروز گراسیلا، میراث‌دار آن نگاه دقیق، بیش از ۵۰ سال است که این مسیر را ادامه می‌دهد. او نخستین اثر خود را، که مجسمه‌ای کوچک از مسیح بود، در شش سالگی به فروش رساند.

آثار این دودمان اکنون در موزه‌های معتبر جهان، از روم و توکیو تا نیویورک، به عنوان نمونه‌های درخشان هنر مردمی مکزیک نگهداری می‌شوند. با این حال، شیوه کار در کارگاه آن‌ها همچنان به دور از هیاهوی صنعتی باقی مانده است. هر قطعه پس از شکل‌گیری، باید سه روز در سایه و سه روز زیر آفتاب تند بماند تا برای مواجهه با آتش آماده شود.

آنچه هنر گراسیلا را متمایز می‌کند، وفاداری به سبک سفال پلی‌کروم سرد است. تندیس‌های او پس از خروج از کوره‌هایی با حرارت ۹۰۰ درجه، لعاب شیشه‌ای نمی‌خورند؛ بلکه با رنگ‌آمیزی ظریف دستی، حیاتی دوباره می‌یابند. این پیوند میان انسان و خاک در نام زادگاه او نیز ریشه دارد؛ تلاکه‌پاکه در زبان ناهواتل به معنای «مکانی بر فراز سرزمین گل» است.

گراسیلا در حالی که لایه‌ای از خاک خشکیده بر خطوط کف دستانش نشسته، از برادران و فرزندانی می‌گوید که اکنون در کنار او به این حرفه مشغولند. برای او، این تندیس‌ها نه فقط اشیایی برای تماشا، که زنجیره‌ای پیوسته از حافظه جمعی یک خانواده است. بزرگترین آرزوی او ساده و در عین حال عمیق است: این که شعله کوره‌ها در نسل‌های بعد نیز خاموش نشود و دست‌های کودکان پاندورو، همچنان بوی خاک مرطوب را به یاد داشته باشند.