لامپریاوه به خبرگزاری کاتالان ACN گفت که گرگ، که پیش‌تر به‌عنوان گونه‌ای زادآور در کاتالونیا منقرض شده بود، اکنون دوباره در این منطقه زادآوری می‌کند و بنابراین طبق قوانین منطقه‌ای در شمار گونه‌های حفاظت‌شده و در معرض خطر قرار می‌گیرد. توله‌ها در سال جاری به دنیا آمده‌اند؛ در جنوب اروپا زادآوری گرگ معمولاً در اواخر آوریل یا اوایل ماه مه در شکافی سنگی یا لانه‌ای گشاده‌شده از گورکن و روباه رخ می‌دهد، و توله‌ها تا پاییز با بزرگ‌ترها به راه نمی‌افتند. به همین دلیل تأیید یک زادآوری همیشه ماه‌ها پس از تولد می‌آید. سه توله نیز شمار حداقلی است، نه کل؛ زاد و ولد چهار تا شش توله در این عرض جغرافیایی معمول است.

راهی که این جفت پیموده‌اند، از آنچه انتظار می‌رفت متفاوت است. تحلیل ژنتیکی نشان می‌دهد آن‌ها از جمعیت گرگ ایتالیایی می‌آیند — نه از تبارهای سنتی شبه‌جزیرهٔ ایبری. یعنی از فرانسهٔ جنوبی و از فراز پیرنه گذشته‌اند. گرگ‌های اسپانیا در شمال غربی کشور متمرکزند، در کاستیا و لئون، گالیسیا، آستوریاس و کانتابریا، صدها کیلومتر دورتر از ژیرونا. چون گرگ‌های ایتالیایی و ایبری در نشانگرهای میتوکندریایی و ریزماهواره‌ای تفاوت دارند، یک نمونهٔ مو یا سرگین برای جدا کردن آن‌ها کافی است.

میان آن نخستین مشاهده در سال ۲۰۰۰ و خبر امسال، بیست‌وپنج سال پایش پیوسته با دوربین تله‌ای قرار دارد. کار همان واحدی که خرس قهوه‌ای پیرنه را دنبال می‌کند — جمعیتی که از سال ۱۹۹۶ با حیواناتی از اسلوونی بازسازی شد. مأموران کاتالان بیش از دو دهه به تصاویر شبانه نگاه کردند بی‌آنکه توله‌ای ببینند.

جنگل‌های اطراف امروز دیگر همان جنگل‌های دههٔ ۱۹۲۰ نیستند. گوزن، شوکا و موفلون فراوان‌اند، در تضاد با حیات وحش تُنُکی که هنگام ناپدید شدن گرگ‌ها در این ناحیه وجود داشت. آلتا گارّوچا حدود ۳۲٬۰۰۰ هکتار است، با قله‌هایی نزدیک به ۱٬۵۰۰ متر در باسگودا و کومانگرا، و دهکده‌های پراکنده‌ای چون بِگِت، اوئیش و سادرناس در میان مزارع پلکانی متروک. بیشتر این زمین‌ها مالکیت خصوصی دارند. در تابستان، گله‌های گوسفند و بز در همین ارتفاعات می‌چرند، و کاتالونیا پیش‌تر برای شکار خرس نظام جبران خسارت و پیشگیری دارد: یارانه برای حصار برقی و سگ نگهبان.

مرز فرانسه اندکی بیش از ده کیلومتر از لبهٔ شمالی این منطقه فاصله دارد. برای گرگی که از آپنین تا اینجا آمده، ده کیلومتر چیزی نیست.