او خود را آرتیره می‌نامد؛ واژه‌ای که میان ظرافت نگاه هنرمند و مهارت انگشتان صنعتگر پلی استوار می‌زند. پولونیاتو که در خانواده‌ای زاده شد که از قرن نوزدهم با لعاب و رنگ زیسته‌اند، آموخت که اصالت نه در تکرار صرف، بلکه در دگرگون کردن گذشته نهفته است. او پس از تحصیل در آکادمی هنرهای زیبای ونیز، به زادگاهش بازگشت تا ثابت کند که یک منطقه صنعتیِ از رمق افتاده، می‌تواند با تکیه بر حافظه جمعی خود دوباره قد برافرازد. خنکای گچ‌های قدیمی که در دستان او با فرم‌های نوین ترکیب می‌شوند، گویی لمس دوباره تپش قلب تاریخ است.

پژوهشی که اخیراً در نشریه مدیریت و سیاست فرهنگی اروپا منتشر شده، مسیر حرفه‌ای او را در چهار مرحله تحلیل می‌کند: ریشه‌دوانی فرهنگی، تجربه‌گرایی، مشروعیت‌بخشی و در نهایت، بازگشت به جامعه. پولونیاتو با استفاده از سنگ‌ریزه‌های کوارتز که مستقیم از بستر رودخانه برنتا گردآوری شده و ترکیب آن‌ها با تکنیک‌های باستانی، به مقابله با موج تولیدات انبوه و بی‌هویت برخاسته است.

این بازگشت به ریشه‌ها، فراتر از یک فعالیت هنری ساده، کنشی برای حفظ هویت مردمی است که نامشان در میان کدهای اداری و چرخ‌دنده‌های جهانی‌سازی در حال محو شدن بود. پولونیاتو با بازکردن درهای کارگاهش به روی جامعه، نشان داد که چگونه یک فرد می‌تواند با پذیرش مسئولیتِ میراث گذشتگان، روح ویران‌گشته یک منطقه صنعتی را پس از بحران‌های اقتصادی ترمیم کند. او ثابت کرد که آینده، گاهی در میان قالب‌های فراموش‌شده‌ای پنهان است که تنها منتظر لمس دستان یک انسان مؤمن به کار خویش هستند.