آنا په‌لیسر، عضو شورای شهر در امور میراث فرهنگی، این هدیه را «مجموعه‌ای از اقلام مردم‌شناختی، دیرینه‌شناختی و عکاسی با ارزش فراوان» خواند که «به تاریخ، سنت‌ها و حافظه‌ی جمعی بنیدورم و منطقه‌ی مارینا باخا پیوند خورده است».

پیوندی که این ابزارها به آن اشاره می‌کنند، دیگر در خیابان‌های شهر دیده نمی‌شود. سرشماری سال ۱۹۵۰ بنیدورم را شهرکی با ۲۷۲۶ نفر ثبت کرد که ۱۱۸ نفرشان گواهی ناخدایی یا راهنمایی کشتی بازرگانی داشتند — نسبتی که از عمق پیوند این مردم با دریا خبر می‌داد. دو سال بعد، آلمادرابا، تله‌ی ثابت صید تُن که ستون اقتصاد شهر بود، به دلیل کاهش صید تعطیل شد. در ۱۹۵۶ پدرو ساراگوسا اورتس، شهردار وقت، طرح جامع شهری را به تصویب رساند و نوار ساحلی برای گردشگری بازتعریف شد.

آنچه پس از آن آمد، امروز در آمار پیداست: جمعیت ثبت‌شده‌ی شهر تا آغاز ۲۰۲۵ به ۷۷٬۲۲۱ نفر رسید. اما هیچ‌کدام از این هفتاد و هفت هزار نفر دیگر درز قایقی را با الیاف و قیر نمی‌بندند.

آرشیو شهرداری در طبقه‌ی همکف ساختمان شهرداری، در میدان پادشاهان اسپانیا، جای دارد و صبح‌ها تا دو بعدازظهر به روی همه باز است. قدیمی‌ترین سندش به سال ۱۴۸۲ بازمی‌گردد و صورت‌جلسه‌های شورای شهر از ۱۸۴۹ تا ۱۹۷۳ دیجیتالی شده‌اند. حالا کنار آن کاغذها، جعبه‌ای از چکش و قلم و قیر هم هست.

فسیل‌ها بخش دیگری از این بسته‌اند و از زمینی می‌آیند که امروز پارک طبیعی سیه‌را خلادا آن را پوشانده است — توده‌ای از دوران کرتاسه، مارن‌های ماسه‌ای سرخ و سنگ‌آهک سفید، با تپه‌های شنی معلق بر دیواره‌ی صخره که قدمتشان به حدود صد هزار سال می‌رسد.

این نخستین بار نیست که خانواده‌ی کلیمنت چیزی به آرشیو می‌سپارد؛ هدایای پیشین راه را باز کرده بودند. و آن‌ها تنها نیستند. چند روز بعد گزارش شد که خانواده‌ی لوره پرس نیز مجموعه‌ی خود را اهدا کرده است: فیلمی از سال ۱۹۶۱ که جابه‌جایی صلیب سیه‌را خلادا را نشان می‌دهد، و ۱۴۵ کارت اولین عشای ربانی از ۱۹۱۸ تا ۲۰۱۱.

شهری که حرفه‌هایش را از دست داده، دست‌کم ابزارهایشان را نگه می‌دارد.

در بنیدورم سابقه‌ای برای این کار هست. لوئیس دوارت ای آلابارتا، کشیش کلیسای سنت خایمه و سنت آنا، از اکتبر ۱۹۵۰ تا مرگش در ژانویه ۱۹۸۳ در محوطه‌ی توسال کاوش کرد و بیشتر مجموعه‌ی باستان‌شناسی شهر را گرد آورد؛ اتاق دائمی موزه‌ی بوکا دل کالواری امروز نام او را بر خود دارد. آنچه در آن سال‌ها یک کشیش با بیل و قلم‌مو انجام داد، حالا ساکنانی با انبار و کشوی خانه انجام می‌دهند.