نام علمی آن Mustelus schmitti است، اما صیادان و خریداران آن را به سادگی «گاتوزو» می‌نامند؛ کوسه‌ای کوچک که قرن‌ها در سواحل برزیل تا پاتاگونیا زیسته است. در روزهای اخیر، کارشناسان WCS آرژانتین هشدار داده‌اند که این گونه تحت فشار بی‌سابقه‌ی صید تجاری، به وضعیتی بحرانی رسیده است. مشکل اصلی در ظاهر فریبنده‌ی آن نهفته است؛ صیادان پیش از آنکه ماهی به دست فروشنده برسد، سر، دم و پوست زبر آن را جدا می‌کنند تا تنها یک استوانه‌ی گوشتی صاف باقی بماند که شباهتی به کوسه ندارد.

این پنهان‌کاری ناخواسته، تشخیص را برای خریداری که تنها به دنبال یک وعده غذای سنتی است، ناممکن می‌کند. به همین دلیل، نهادهای حفاظتی ترجیح دادند به جای وضع قوانین سخت‌گیرانه‌ی اداری، مستقیماً با وجدان خریداران در لحظه‌ی انتخاب سخن بگویند.

زیست‌شناسی این موجود، خود گویای آسیب‌پذیری اوست. یک کوسه ماده گاتوزو، یازده ماه تمام را صرف پرورش نوزادان در بدن خود می‌کند؛ دوره‌ای که طولانی‌تر از بارداری انسان است. این روند کند بازتولید، در برابر تورهای عظیم ترال که بستر دریا را می‌روبند، تاب مقاومت ندارد. ماده‌های باردار هر بهار به آب‌های کم‌عمق پناه می‌برند تا فارغ شوند، درست همان‌جایی که قایق‌های صیادی به انتظار نشسته‌اند.

صرف‌نظر کردن از یک سنت غذایی قدیمی، کنشی کوچک از سوی یک فرد است، اما برای بقای یک گونه در اعماق آب، معنای ادامه حیات دارد.

درخواست برای این مدارای داوطلبانه، فراتر از یک هشدار زیست‌محیطی، دعوتی است به یک مسئولیت انسانی. در زمانی که آمارهای رسمی مؤسسه ملی تحقیقات شیلات (INIDEP) از کاهش نگران‌کننده‌ی ذخایر این ماهی خبر می‌دهند، این خریدار است که در برابر پیشخوان ماهی‌فروشی، قدرت تعیین سرنوشت یک گونه را در دست دارد. تکیه بر آگاهی به جای ممنوعیت، آزمونی است برای سنجش پیوند انسان مدرن با طبیعتی که از چشم‌هایش پنهان مانده است.