برای دهه‌ها، رابطه میان کلیسا و بومیان کانادا با سایه سنگین مدارس شبانه‌روزی گره خورده بود؛ سیستمی که از دهه ۱۸۸۰ تا اواخر قرن بیستم، بیش از ۱۵۰,۰۰۰ کودک را از خانواده‌هایشان جدا کرد. تلاش‌های پیشین برای جبران مالی این زخم‌ها اغلب در پیچ‌وخم‌های بوروکراتیک و عدم تحقق وعده‌ها متوقف می‌شد، اما اکنون رزلا کینوشامگ، پرستاری بازنشسته از سرزمین‌های بومی، ریاست شورایی را بر عهده دارد که به طور کامل مستقل از سلسله‌مراتب کلیسا، برای نحوه هزینه کرد این دارایی تصمیم می‌گیرد.

تغییر جهت اصلی نه در مبلغ پول، بلکه در جابجایی قدرت نهفته است. در حالی که پیش از این کلیسا تعیین‌کننده مسیر بود، اکنون ۷۳ اسقف‌نشین در سراسر کشور متعهد شده‌اند که منابع خود را در اختیار برنامه‌هایی بگذارند که بومیان خود طراحی کرده‌اند؛ از مراکز فرهنگی گرفته تا استخدام مراقبان معنوی بومی در بیمارستان‌ها که سنت‌های درمانی اصیل را به بالین بیماران می‌برند.

این حرکت جدید در پی سفر پاپ فرانسیس به کانادا و عذرخواهی تاریخی او شکل گرفت. در آن سفر، بومیان یک جفت کفش دست‌دوز کوچک (موکاسین) به پاپ دادند که نماد کودکانی بود که هرگز از آن مدارس به خانه بازنگشتند؛ پاپ آن کفش‌ها را با خود به رم برد و سپس در بازگشت به خاک کانادا، آن‌ها را به صاحبان اصلی‌اش بازگرداند. این ژستِ نمادین اکنون در قالب ساختاری اداری اما انسانی متبلور شده است که به جای صدقه، بر «راه رفتن در مسیری مشترک» تأکید دارد.

صدای بومیان دیگر نه یک شکایت از گذشته، بلکه فراخوانی نبوی برای تمام بشریت است تا معنای واقعی مراقبت و همبستگی را بازشناسند.

حالا در شمال ساسکاچوان و کوهپایه‌های آلبرتا، پروژه‌هایی که زمانی به دلیل نبود بودجه متوقف شده بودند، جان گرفته‌اند. تمرکز بر آموزش زبان‌های در حال انقراض و ایجاد فضاهای گفتگوی معنوی، نشان از آن دارد که التیام واقعی از لابلای دفترچه‌های چک بیرون نمی‌آید، بلکه در فضایی ممکن می‌شود که در آن، یک انسان رنج‌دیده، اختیارِ ترمیمِ جهانِ خویش را دوباره به دست می‌آورد.