پس از پایان جنگ جهانی دوم، کوهستانهای ژاپن با ردیفهای منظم درختان سدر و سرو پوشیده شد تا چوب لازم برای بازسازی کشور فراهم شود. این جنگلهای متراکم و همیشه سبز، اگرچه از دور باشکوه به نظر میرسیدند، اما در زیر چتر خود زندگی را خفه کرده بودند. نور خورشید به ندرت به زمین میرسید و عقابهای طلایی، که برای شکار به فضاهای باز و چمنزارها نیاز دارند، در میان این حصارهای چوبی انبوه توانایی مانور و بقا را از دست داده بودند.
دجیما با درک این سکوت مرگبار، تصمیمی برخلاف سنتهای مرسوم گرفت. او و تیمش در انجمن حفاظت از طبیعت ژاپن، شروع به قطع درختان در قلب این مزارع چوبی کردند تا شکافهایی آگاهانه در سقف جنگل ایجاد کنند. این فضاهای خالی، چمنزارهای کوچکی پدید آوردند که به عقابها اجازه میدهد از آسمان بر طعمههای خود، مانند خرگوشهای ژاپنی، فرود آیند. این مداخله انسانی نه برای تخریب، بلکه برای بازگرداندن نوری بود که دههها از خاک دریغ شده بود.
این شکافهای مصنوعی در میان درختان، بذر گونههای بومی پهنبرگ را که سالها در زمین خفته بودند، بیدار کرده است. دجیما بر این باور است که کار او فراتر از نجات یک گونه در حال انقراض است؛ او به دنبال بازتعریف رابطه انسان با طبیعت در ژاپن است. او با دعوت از مردم محلی و داوطلبان، تلاش میکند مشاغل حفاظتی را به گزینهای جذاب برای نسل جوان تبدیل کند تا پیوند گسسته میان جوامع انسانی و کوهستان دوباره برقرار شود.
حضور آن جفت عقاب در افق آکایا نشان داد که طبیعت در انتظار فرصتی کوچک برای بازگشت است. دجیما اکنون با اطمینان بیشتری به کار خود ادامه میدهد، چرا که میداند تبرهای او راه را برای پرواز دوباره پادشاهان آسمان باز کردهاند.