پرهاکلامپسی، فشار خون بالایی که پس از هفته بیستم بارداری پیدا میشود، تنها یک درمان قطعی دارد: زایمان. برای الیاس لارا این یعنی از دست دادن سه ماه آخر، و برای دخترش یعنی آمدن به جهان در مرزی که پزشکان آن را لبه زندهمانی مینامند.
ریههای نوزاد هنوز سورفاکتانت کافی نساخته بودند، مادهای که کیسههای هوایی را از فروریختن نگه میدارد. حمایت تنفسی طولانی لازم بود. سپس مشکل دوم آشکار شد: مجرایی در قلب که باید در روزهای نخست پس از تولد بسته میشد، باز مانده بود و خون را به ریهها بازمیگرداند و کار نفس کشیدن را سنگینتر میکرد.
در زاکاتکاس جراحی قلب نوزادان انجام نمیشود. کودک را به بیمارستان منطقهای والنتین گومس فاریاس در خالیسکو منتقل کردند، مرکز ارجاع تخصصی غرب کشور. جراحان مجرا را از راه برشی کوچک میان دندههای سمت چپ بستند، بدون آنکه قلب را متوقف کنند.
ماهها گذشت. الیاس لارا بعدها از کارکنان بیمارستان با یک کلمه یاد کرد: کنتنسیون، همان نگهداشتن عاطفی کسی که در حال فروریختن است. او آنها را متحدان خود خواند، نه پزشکانش.
تیم بخش مراقبتهای ویژه پیگیری پزشکی را برای پنج سال پس از ترخیص برنامهریزی کرده است. بینایی، شنوایی، رشد حرکتی، زبان — چیزهایی که تولد بسیار زودهنگام میتواند سالها بعد بر آنها سایه بیندازد. مراقبت با بازگشت به خانه تمام نمیشود.