او با پاچنبری مادرزادی دوطرفه به دنیا آمده بود؛ شایعترین ناهنجاری مادرزادی دستگاه حرکتی. در این وضعیت تاندونها و کپسولهای مفصلی در سطح داخلی و پشتی پا کوتاه میمانند، پا به سمت داخل و پایین میچرخد، و بیمار بهجای کف پا روی لبهٔ بیرونی یا حتی روی روی پا راه میرود. پینهها در جایی شکل میگیرند که هرگز برای تحمل وزن ساخته نشدهاند.
در نوزادی، درمان این بیماری به جراحی باز نیازی ندارد. روش پونستی — گچگیریهای هفتگی، بریدن کوچکی از تاندون آشیل با بیحسی موضعی، و سپس بریسی از دو کفش متصل به میلهٔ فلزی — معمولاً کافی است. اما پس از بلوغ اسکلتی، استخوانها خود را حول همان بدشکلی بازسازی کردهاند. آنوقت راه دیگری نمیماند جز آزادسازی باز بافت نرم، برش استخوان، یا کشش تدریجی با فیکساتور خارجی — همان قاب حلقهها و سیمهایی که گاوریل ایلیزاروف از سال ۱۹۵۱ در کورگان ساخت.
جراحان هوئه هر سه راه را ترکیب کردند. تاندونهای خمکنندهٔ طویل شست پا و تیبیال خلفی را حدود سه سانتیمتر بلند کردند — اولی همان تاندونی است که شست پا را در حالت چنگشده قفل نگه میدارد، دومی مسئول چرخش پا به داخل است. عضلات منقبض کف پا را برداشتند. کشیدن پا به زاویهٔ طبیعی حدود دو سانتیمتر کمبود پوست بهجا گذاشت که با فلپ بافتی پوشانده شد. در پایان، قابی از میان استخوان درشتنی و استخوانهای پا عبور داده شد تا شکل تازه را نگه دارد.
روش پونستی در سال ۱۹۶۳ منتشر شد و بعد سه دهه تقریباً نادیده ماند. آنچه سرانجام آن را در جهان پراکند، جراحان نبودند بلکه والدینی بودند که در اواخر دههٔ نود روی فهرستهای پستی اینترنت دربارهٔ آن نوشتند. هزاران کودک بهموقع درمان شدند. اما برای کسانی که این پنجره را از دست میدهند — به دلیل فاصله، هزینه، یا صرفاً نبود اطلاعات — سالها روی لبهٔ پا راه رفتن آغاز میشود.
بَک ترَک حدود ۱۹۰ کیلومتر شمال هوئه، در امتداد بزرگراه ملی شمارهٔ یک قرار دارد. بیست سال طول کشید تا این فاصله طی شود.
در چهارم سپتامبر از بیمارستان مرخص شد. راه رفت — متعادل، بدون لنگیدن، با پاشنههایی که زمین را لمس میکردند.