او بیدرنگ تیم را برای سزارین اضطراری فراخواند. پیکر مادر به اتاق عمل منتقل شد و برش آغاز شد. دو تا سه دقیقه بعد، هر دو نوزاد بیرون آمده بودند — زنده و در وضعیت پایدار. متخصص اطفال از پیش در اتاق ایستاده بود، آماده برای ارزیابی نوزادان در همان ثانیههای نخست.
برکه بعدها گفت که «دقیقه، تعیینکننده کل ماجرا بود». او موفقیت را نه به مهارت فردی، بلکه به آمادگی قبلی و هماهنگی میان بخشها نسبت داد. بدون آن آمادگی، به گفته او، هر دو کودک احتمالاً با مادرشان میمردند.
آنچه در سقلته انجام شد، در متون پزشکی نامی دارد: سزارین پریمورتم، که امروز بیشتر آن را «هیسترکتومی احیایی» مینامند. تغییر نام، تغییر منطق را نشان میدهد: خالی کردن رحم دیگر فقط نجات جنین نیست، بلکه بخشی از احیای خود مادر است. پس از حدود بیست هفته بارداری، رحم در حالت خوابیده به پشت، ورید اجوف تحتانی و آئورت شکمی را فشرده میکند و بازگشت خون به قلب را کم میکند؛ ماساژ قفسه سینه تا وقتی رحم خالی نشده، کارایی کمتری دارد. بارداری دوقلو رحم را بزرگتر و آن فشار را بیشتر میکند.
استاندارد زمانی از سال ۱۹۸۶ میآید، وقتی متخصص زنان ورنون کاتز و همکارانش توصیه کردند برش ظرف چهار دقیقه از ایست قلبی مادر آغاز و زایمان تا دقیقه پنجم کامل شود. کاتز در ۲۰۰۵ به شواهد بازگشت و نتیجه گرفت که بقای عصبی سالم نوزاد پس از دقیقه پنجم به شدت افت میکند. راهنماهای امروزی حتی توصیه میکنند عمل در همان جایی که ایست رخ داده انجام شود، نه پس از انتقال بیمار — چون انتقال، تمام پنجره نجات را میبلعد.
سقلته یک مرکز اداری در استان سوهاج است، در دره نیل، حدود ۴۷۰ کیلومتر جنوب قاهره، با جمعیتی نزدیک به ۵.۵ میلیون نفر. بیمارستان مرکزی آن یک واحد سطح ناحیهای زیر نظر وزارت بهداشت است — میان واحدهای بهداشتی روستایی و بیمارستان دانشگاهی سوهاج که نزدیکترین مرکز ارجاع تخصصی به شمار میرود. عملی که بیشتر پزشکان در سراسر عمر حرفهایشان یک بار هم انجام نمیدهند، اینجا در یک صبح زود و در چند دقیقه اجرا شد.
مادر نجات نیافت. اما دو کودک از اتاق عملی بیرون آمدند که آمادگیاش پیش از آنکه کسی بداند به آن نیاز خواهد شد، فراهم شده بود.
دقیقه، تعیینکننده کل ماجرا بود.