این دانش را از پدرش، استاوروس کونتوس، به ارث برده است. پسربچه‌ای ده‌ساله بود که کنار او ایستاد، و در دوازده‌سالگی دیگر در ساختن خانه‌ها کار می‌کرد. خانه‌ی سنگی خودش را هم با دست‌های خودش و به کمک پدر ساخت. سال‌ها بعد همسرش، واسو، در کارگاه‌های ساختمانی دوشادوش او کار می‌کرد. آن‌ها دو دختر دارند، آنگلا و میرسینی. میرسینی در یک روز سرد ماه نوامبر، در راه بیمارستان و پیش از رسیدن به آن، به دنیا آمد.

تخصص کونتوس کسرولیتیِس است، یعنی دیوارهای خشکه‌چینی که بدون ملات بنا می‌شوند و روزگاری سراسر جزیره را پوشانده بودند. ابزارهایش همان‌هایی است که از کودکی می‌شناسد: قلم نوک‌تیز، اسکنه، گونیا، چکش، پتک، شاخص چوبی اندازه‌گیری و تیغه‌های فلزی. دیگر آن سنگ‌تراشی ظریفی را که برای ساختن خانه‌ها لازم بود انجام نمی‌دهد. اما دیوارهای خشکه‌چین زمین خودش را هنوز می‌سازد و هر جا که فرو ریخته باشد، دوباره برپا می‌کند.

خودش از لحظه‌ی شکافتن سنگ این‌طور حرف می‌زند: «وقتی با پتک به تخته‌سنگ می‌زنی، یک جا صدای لرزشی می‌شنوی، یک ارتعاش. سنگ ترک برمی‌دارد و دو نیم می‌شود. این بی‌تردید رضایت است.»

آفتاب و کار سخت چهره‌اش را مثل خاک، چروک و آفتاب‌سوخته کرده است. با این همه، بدنش هنوز ورزیده است و نگاهش روشن مانده.

در لسبوس به سنگ‌تراش‌ها «پترادس» می‌گفتند. مزوتوپوس، که ۷۴ کیلومتر با میتیلینی، مرکز جزیره، فاصله دارد، در میان مردم محل به بنّاهایی شهرت داشت که با سنگ دست‌تراش کار می‌کردند. آن‌ها بی‌هیچ ابزار برقی، تخته‌سنگ‌های بزرگ را با گوه‌های آهنی می‌شکافتند و بعد قطعه‌ها را با کلنگ صاف و آماده می‌کردند. در سال ۲۰۲۰ بنیاد فرهنگی گروه بانک پیرئوس پژوهشی ۲۵۶ صفحه‌ای از خریستوس ن. خاتزیلاس درباره‌ی سنگ‌تراشان لسبوس از ۱۸۵۰ تا ۱۹۵۰ منتشر کرد.

دو سال پیش از آن، یونسکو «هنر دیوارچینی خشکه‌چین» را در فهرست میراث فرهنگی ناملموس بشر ثبت کرده بود. این ثبت حاصل نامزدی مشترک هشت کشور بود و یونان هم یکی از آن‌ها بود.

اما فهرست‌ها و کتاب‌ها چیزی را نگه می‌دارند که در مزوتوپوس هنوز زنده است. زیر همان درخت انجیر، مردی که هشتاد و پنج سال دارد پتک را بلند می‌کند و منتظر آن صدای لرزش می‌ماند.