منسس بارترا این کاوش را برای وزارت فرهنگ پرو در مجموعه اوتژ آن هدایت میکند، بزرگترین قلعه محصور چان چان. گروه او از باستانشناسان، نقشهبرداران، مرمتگران، عکاسان، مهندسان عمران و کارگران تشکیل شده است — همه اهل پرو. اتاق مرکزی و دو اتاق جانبی، سلاحهای فلزی، اشیای مسی و طلایی، جواهر و پارچههای رنگین را در خود نگه داشته بودند.
آنچه منسس را بیش از طلا مشغول کرده، وضعیت پیکر اصلی است. استخوانهای او نشانههایی از جابهجایی پس از خاکسپاری دارد، و برخلاف شیوه معمول چیمو که مردگان را در حالت خمیده یا نشسته میگذاشتند، این تن کاملاً کشیده است. منسس به سنتی اشاره میکند که در سراسر آند شناخته شده است: مردم مومیاییهای خود را جابهجا میکردند، آنها را بیرون میآوردند، همراه میبردند، بازمیگرداندند. مرگ پایان حضور نبود.
روی چند بقایا رنگ سرخ مشخصی دیده میشود. پژوهشگران گمان میکنند شنگرف باشد — همان مادهای که در خاکسپاری بانوی کائو، شصت کیلومتری شمال تروخیو، سولفید جیوه تشخیص داده شد. شنگرف در سواحل پرو منبعی ندارد؛ نزدیکترین معدن در هوانکاولیکا در ارتفاعات مرکزی است، بیش از ششصد کیلومتر دورتر. تأیید آن نیازمند آزمایشگاه است، و منسس میخواهد پیش از آغاز بارانهای نوامبر کار را به پایان برساند.
اهمیت این کار در آن چیزی است که تا امروز نبوده. هرچه درباره خاکسپاری نخبگان چیمو میدانستیم از سکوهای غارتشده، مجموعههای خصوصی و انبارهای موزهها آمده بود — اشیایی بدون بافت علمی، بریده از جایی که در آن گذاشته شده بودند. یک سیاهه اسپانیایی از قرن شانزدهم طلای یک مقبره غارتشده چان چان را معادل هشتاد هزار پزو ثبت کرده است. گابریل پریتو، انسانشناس دانشگاه فلوریدا که پیشتر محوطه قربانیگاه هوانچاکیتو را در همین دره کاوش کرده بود، این یافته را «کشف دهه» خواند: نخستین بار که باستانشناسان میتوانند یک خاکسپاری نخبه چیمو را آنگونه که بوده ببینند.
چان چان از حدود سال ۸۵۰ میلادی پایتخت چیمور بود و در اوج خود قلمرویی به درازای هزار و سیصد کیلومتر در امتداد ساحل داشت. توپا اینکا یوپانکی حدود سال ۱۴۷۰ آخرین فرمانروای مستقل، مینچانکامان، را شکست داد و او را به کوسکو برد؛ فلزکاران چیمو نیز به آنجا کوچانده شدند. شهر از سال ۱۹۸۶ در فهرست میراث جهانی یونسکو است و در همان سال در فهرست میراث در خطر قرار گرفت. تهدید همیشگی آب است: بارانهای النینیو خشت را حل میکنند.
به همین دلیل تقویم برای منسس و گروهش یک جدول اداری نیست. آنچه شش قرن در خشکی دوام آورده، ممکن است یک فصل بارانی را تاب نیاورد.