هر کدام از این آدمها راه خودش را تا این سالن آمده بود. لوسیانا فلورس لوپس، شصت ساله، صنعتگری از مردم کچوا در کوسکو است. در کودکی به مدرسه نرفت، چون در روستایش مدرسهای نبود. اپیفانیا خوانیتا اوامان گوارا، پنجاه و هشت ساله، در بزرگسالی خواندن آموخت تا حساب پول خودش را خودش نگه دارد و بتواند پشت فرزندانش بایستد.
لیدیا مندوسا پاکایا، چهل و چهار ساله، تابستان امسال دبیرستان را تمام کرد و کارفرمایش در این راه همراهش بود. میگوید دخترش وقتی دید مادرش درس را تمام کرده، خودش هم به مدرسه برگشت.
این مراسم را جنبش تجاری Es Hoy و بنیاد Dispurse برگزار کردند. دانشآموختگان در سه برنامه درس خوانده بودند: ¡EPA! برای آموزش بزرگسالان، یک برنامهٔ سوادآموزی، و مدرسههای باز محلی. در کنار اینها، دولت پرو هم مسیر جداگانهای به نام آموزش پایهٔ جایگزین دارد که با برنامههای منعطف، دورهٔ ابتدایی و متوسطه را به کسانی که مدرسه را نیمهکاره رها کردهاند پیشنهاد میکند.
این شکاف در همه جای کشور یک اندازه نیست. بیسوادی در پرو بیشتر در روستاها دیده میشود، بیشتر میان زنان، و بیشتر میان کسانی که زبان مادریشان یکی از زبانهای بومی است. سرگذشت لوسیانا فلورس لوپس همهٔ اینها را با هم دارد: زنی از روستاهای کوسکو که زبان کچوا را با خود به پایتخت آورده است.
پس از مراسم، دانشآموختگان و خانوادههایشان سوار اتوبوسی روباز شدند و در شهر گشتند. از هواکا پوکیانا گذشتند، هرمی از خشت و گل که مردمان فرهنگ لیما بیش از هزار سال پیش ساخته بودند و خشتهایش را مانند کتابهایی در قفسه، ایستاده و ردیفبهردیف، کنار هم چیدهاند. بعد به ساحل کوستا ورده رفتند، و به پارک چینی.
آخرین ایستگاه پارک عشق بود، بر فراز صخرههای میرافلورس، رو به اقیانوس. نیمکتهای خمیدهٔ این پارک با تکههای کاشی شکسته پوشیده شدهاند و میان کاشیها جملههایی از شاعران پرو دربارهٔ عشق نقش بسته است. برای برخی از کسانی که آن روز روی این نیمکتها نشستند، تا چندی پیش آن حروف فقط نقش بودند.