مشتاق احمد دار رباب، سنتور، ساز کشمیر، سیتار کشمیری، رباب سیک و سُرنای می‌سازد. بیشتر کارش سفارشی است: خریدارانی از سراسر جامو و کشمیر و دیگر بخش‌های هند. او سرعت را فدای کیفیت نمی‌کند و همین است که هر ساز را به دو ماه می‌رساند.

سازهایی که از دست او بیرون می‌آیند، بیشتر به صوفیانه موسیقی تعلق دارند، ردیف کلاسیک کشمیر. در گروه استاندارد آن، سنتور کنار ساز کشمیر می‌نشیند — کمانچه‌ای که ایستاده روی زانو نگه داشته می‌شود — همراه با سیتار کشمیری، رباب و جفتی طبل کوچک به نام دُکره. رادیو کشمیر سرینگر که از ۱۹۴۸ روی موج است، دهه‌ها گروه‌های صوفیانه را حقوق‌بگیر نگه داشت و در عمل بزرگ‌ترین کارفرمای نوازندگانی بود که این سازها را می‌خریدند.

رباب سیک که دار می‌سازد، به بهای مردانه بازمی‌گردد، نوازندهٔ مسلمانی که همراه گورو نانک بود. سفارش‌های تازهٔ این ساز بیشتر از احیای سنت ربابی در پنجاب و در میان سیک‌های مهاجر می‌آید و راه خود را به کارگاه‌های کشمیر باز کرده است.

چوب توت را برای بدنهٔ سنتور و رباب انتخاب می‌کنند، چون رگه‌اش یکدست است و طنین می‌دهد. این چوب معمولاً یک سال یا بیشتر خشک می‌شود، پیش از آنکه تیغه به آن بخورد — زمانی جدا از آن دو ماهی که سازنده می‌شمارد. در کشمیر درخت توت را بیشتر برای برگش می‌کارند تا کرم ابریشم بخورد؛ چوبِ ساز، در عمل، فرآوردهٔ جانبی صنعت ابریشم است.

دار می‌گوید این حرفه معاش اوست، و اینکه کم‌شمارند کسانی که سراغش می‌آیند یا آن را می‌آموزند. حرف او کوتاه است: «همه باید با هنر در پیوند بمانند.» او می‌گوید صنعتگر ماهر می‌تواند از این کار درآمد قابل‌اتکایی داشته باشد، و خواستار طرح‌های دولتی مشخص و به‌رسمیت‌شناختن نهادی برای سازسازان کشمیر است.

در سرینگر، در دکانی کوچک در زینه‌کدل، غلام محمد زاز کار می‌کند؛ نسل هشتم خانواده‌اش در این حرفه، بی‌آنکه کسی پس از او بیاید. او در ۲۰۲۲ نشان پدما شری گرفت. وضعیت او مرجع بیشتر گزارش‌هایی است که دربارهٔ شمار روبه‌کاهش سازسازان کشمیر نوشته می‌شود. کارگاه ناربل، پانزده کیلومتر آن‌سوتر، هنوز صدای رنده دارد.