او این کار را از هشت‌سالگی از پدرش آموخت. نسل سوم خانواده‌ای از سازسازان است و سی‌ودو سال از عمرش را پای همین میز گذرانده. از دست او رباب، سنتور، ساز کشمیر، سیتار کشمیری، رباب سیکه و سرنای بیرون می‌آید — سازهایی که به موسیقی صوفیانه کشمیر تعلق دارند، به مقامات و تالاها، و به محفل‌های کوچکی که این موسیقی در آن‌ها زنده مانده است.

در کارگاه، حدود دوازده نفر کار می‌کنند؛ بعضی‌شان شاگردانی که دار خودش تربیت کرده است. هر قطعه با دست شکل می‌گیرد و با دست پرداخت می‌شود. سفارش‌ها از سراسر جامو و کشمیر می‌رسد و از دیگر بخش‌های هند.

او کیفیت را بر سرعت مقدم می‌داند؛ دو ماه برای یک ساز، و نه کمتر.

نگرانی دار اما در چوب و ابزار نیست. می‌گوید جوان‌های کمی حاضرند این حرفه را یاد بگیرند، و از مسئولان می‌خواهد که صنعتگرانی مثل او را بیشتر ببینند و پشتیبانی کنند — پیش از آنکه این سنت از میان برود.

نگرانی او تنها نیست. در محله زینه کدل در مرکز سرینگر، کنار رود جهلم، غلام محمد زاز — متولد ۱۹۴۱ و هشتمین نسل خانواده‌ای که حدود دویست سال سنتور و سارنگی و رباب ساخته — از ۱۹۵۳ پشت میز کار نشسته است. سازهای این خانواده به دست پاندیت شیو کومار شارما و پاندیت بهجن سوپوری رسید. زاز در سال ۲۰۲۳ نشان پادما شری گرفت. جانشینی ندارد.

شناسایی رسمی تا امروز نصیب صنایع دستی کشمیر به‌طور کلی شده است، نه سازسازان. سرینگر در نوامبر ۲۰۲۱ به شبکه شهرهای خلاق یونسکو در بخش صنایع دستی و هنر عامیانه پیوست و در ژوئن ۲۰۲۴ از سوی شورای جهانی صنایع دستی «شهر جهانی صنایع دستی» نام گرفت. در فهرست نشان جغرافیایی جامو و کشمیر، پشمینه و شال کانی و منبت چوب گردو و کاغذ ابری جای دارند. سازهای موسیقی در آن فهرست نیستند.

مشتاق احمد دار همچنان چوب توت می‌تراشد و شاگردانش را می‌بیند که خم شده‌اند روی کار.