او این چرخ را خودش طراحی کرده است، از روی دستگاه‌هایی که به روزگار پدربزرگش برمی‌گردد. کارگاه نزدیک چهارراه سنافور است و فاصلهٔ چندانی با «خط زرد» ندارد، خطی که پس از آتش‌بس پاییز ۲۰۲۵ کشیده شد و نیروهای اسرائیلی هنوز پشت آن مستقرند.

کارخانهٔ قدیمی خانواده دیگر وجود ندارد. به گفتهٔ الصواف، ۸۰ تا ۸۵ درصد نخ و مواد اولیهٔ انبارها در آتش از بین رفت. بخشی از آنچه مانده در انباری است که در منطقهٔ تحت کنترل اسرائیل قرار دارد و دستش به آن نمی‌رسد. نخ‌هایی که اکنون با آن‌ها کار می‌کند پیش از جنگ وارد غزه شده بودند و او آن‌ها را از میان ویرانه‌ها جمع کرده است.

او چند نفر از کارگران سابق کارخانه را دوباره به کار گرفته است. برای آوارگانی که همه‌چیزشان را از دست داده‌اند، این کارگاه کوچک منبع درآمد است. فرش، قالیچه و زیرانداز در بازارهای غزه کمیاب شده و به گفتهٔ الصواف، فرش دست‌بافت او اکنون از دیگر کف‌پوش‌ها ارزان‌تر است.

نام خانوادگی او خود گویای این پیشه است. «صواف» در عربی یعنی کسی که با پشم کار می‌کند، و ریشه‌اش «صوف» است، به معنای پشم. زمانی خانواده گوسفندان خودش را نگه می‌داشت تا پشم کارگاه تأمین شود. تا سال ۱۹۶۷ نیز پشم را از مصر وارد می‌کرد و در خود غزه عمل می‌آورد.

پدرش، محمود حسنی الصواف، دیگر زنده نیست. سال ۲۰۱۹ که هفتاد و سه ساله بود، گزارشی او را شاید آخرین بافندهٔ سنتی فرش در غزه خواند. مشتریانش بیشتر امدادگران خارجی و گردشگران بودند. مردم غزه توان خرید فرش‌های او را نداشتند و حصیرهای وارداتی ارزان‌تر بخش بزرگی از بازار را گرفته بود. پس از محاصرهٔ ۲۰۰۷، محدودیت‌های صادرات بازارهای کرانهٔ باختری و اسرائیل را هم بر روی صنایع دستی غزه بست.

کارگاه خانواده با ابزاری چوبی و دستی به نام «نول» کار می‌کرد و برای همین قطعی برق هیچ‌گاه کار را متوقف نکرد. آنچه امروز حسین در زیرزمین خانه‌اش انجام می‌دهد، ادامهٔ همان عادت قدیمی است: بافتن بدون برق.

بخش بزرگی از سنت بافندگی غزه از مجدل آمده است، شهری در حدود ۲۵ کیلومتری شمال غزه که امروز عسقلان نام دارد. بافندگانی که در ۱۹۴۸ از آنجا به نوار غزه رانده شدند، کارشان را رها نکردند و بسیاری از آن‌ها بعدها از بافتن پارچه به بافتن فرش و قالیچه روی آوردند.

اکنون در تفاح، محله‌ای که نامش در عربی به معنای «سیب» است، یکی از نوادگان همان سنت چرخ را می‌چرخاند و نخ‌هایی را که از آتش جان به در برده‌اند، رج به رج به هم می‌بافد.