این کار مزد ندارد. نظامی است که مردم منطقه آن را با یک جمله توضیح می‌دهند: امروز در زمین تو، فردا در زمین من. ژان بورگو همین را گفت، بی هیچ توضیح اضافه‌ای. آلبر بورگو کار در زمین خانواده همسرش را افتخار خود خواند.

گبدا در میان ردیف‌ها ایستاد و گفت: «وقتی زیاد باشیم، کار سریع پیش می‌رود. آنچه برای یک نفر دشوار است، وقتی هرکس نیرویی می‌آورد بسیار آسان‌تر می‌شود.» دزیره لانکواندی فایده دیگری را برشمرد: این شیوه تأخیر را کوتاه می‌کند و رشد گیاه را یکنواخت نگه می‌دارد.

گروه از زمینی به زمین دیگر می‌چرخد و تا پایان فصل باران می‌گردد، تا برنج هر خانوار به‌موقع کاشته شود. همان فصل، حدود ۴۰ داوطلب جوان برای کاشت زمین گیبوگو دینگابا آمدند. گوری تیندانو، کشاورز جوانی از روستای نزدیک سیدوگو که یک سال و نیم است قطعه‌ای ۰٫۱۸ هکتاری را کشت می‌کند، می‌گوید بدون همین کار جمعی اصلاً نمی‌توانست برنج بکارد.

این زمین‌ها از آن دسته‌اند که کارشناسان کشاورزی بورکینافاسو باس‌فون می‌نامند: گودی‌های کم‌ارتفاعی که رواناب فصل باران آن‌ها را پر می‌کند و کشتشان یا بدون مهار آب انجام می‌شود یا با خاک‌ریزهای ساده. از ۳۲۴٬۰۴۵ برنجکار کشور، ۱۲۹٬۳۰۱ نفر روی همین زمین‌های آماده‌نشده کار می‌کنند.

در کشوری که نزدیک به شصت درصد برنج مصرفی‌اش را وارد می‌کند، شکاف میان تولید و نیاز را ماشین پر نکرده است. نشا سنگین‌ترین مرحله کشت برنج است و در مانی، این بار را چند ده جفت دست میان خود تقسیم می‌کنند.

روز کار با غذایی مشترک تمام می‌شود. تا آن وقت، میان گِل و ردیف‌ها، خنده و گفت‌وگو ادامه دارد.